1_8719651021.mp3
3.58M
حاج مهدی بهشتی جلسه مجمع الذاکرین سیدالشهدا(ع) اردکان_چهارشنبه شب۴۰۲/۱۰/۶ *زبان حال (ع)در مصیبت (س)* دیده دریایی چشم اباالفضل-آه چشم اباالفضل گشته طوفانی خشم اباالفضل-آه خشم اباالفضل بشکند دستی که زد سیلی به روی تو آنکه با ضرب لگد آمد به سوی تو خون دل سقاست-ماتم زهراست ............ از لب ام البنین-من شنیدم اینچنین پیش چشمان حسن-گشته ای نقش زمین قصه ی کوچه و سیلی شنیدن-آه سیلی شنیدن کی شنیدن بود مانند دیدن-آه مانند دیدن پیش چشمان پسر،مادر ز پا افتاد وا مصیبت کوثر از قرآن جدا افتاد خون دل سقاست-ماتم زهراست ............. مادرم گفتا به من-او مکرر این سخن سید و سرور بخوان-هم حسین و هم حسن بوده ام از نخست دربند زهرا-آه در بند زهرا جان فدای حسین فرزند زهرا-آه فرزند زهرا تا ابد زهراییم مقبول اگر باشد دست من بر دامنش تا دست و سر باشد خون دل سقاست-ماتم زهراست .............. زینبت دلخسته گفت-از دو دست بسته گفت گوشه آمد زآتش و-پهلوی بشکسته گفت یابن ام البنین،زهرا جوان بود-آه زهرا جوان بود مادرم فاطمه قدش کمان بود-آه قدش کمان بود زینب کبری اگر بودم در آن غوغا میشکستم گردن و دستان قنفذ را خون دل سقاست-ماتم زهراست .............. مرتضی بوسید و گفت-مجتبی بوسید و‌گفت چشم و دستم را حسین-کربلا بوسید و گفت دست تو دامن زهرا بگیرد-آه زهرا بگیرد ساقی خیمه ها عطشان بمیرد-آه عطشان بمیرد از *فرات* خسته دل امشب ندا آید در مدینه میهمان از کربلا آید 📝سروده مهدی بهشتی (فرات میبدی)