‍ ‍ ... 🏴🌾🏴🌾🏴🌾🏴🌾 چرا زینب تو اینسان بیقراروبی مُعینی تو چه شدزینب که تنهاآمدی وبی حسینی تو شنیدم کشته گردیده لب عطشان حسین من مگرعباس من آنجا نبود ای نورعین من      من ازداغ حسین دگرجان برلبم      بگو عباس من کجا بود زینبم نبودی مادرم بینی که عباس مرا کشتند تن بی دست اورادرمیان خونش آغشتند یکی ازراه کین تیری برآن چشم مطهر زد مگودیگرچسان عباسِ زمین افتادو پرپر زد     برادر تشنه بوده و آبی نخورد     بروی زانوی حسینم جان سپرد        زبانحال ام البنین«س» مگوزینب که ازداغ حسین جان آمده برلب شنیدم چشم عباسم زتیری بسته شد زینب شنیدم باعمودآهنین فرقش دوتا کردند شنیدم درکنارعلقمه دستش جداکردند      بمیرم من برای توای نورعین      شدی شرمندۀ عزیزان حسین 🏴🌾🏴🌾🏴🌾🏴🌾 .