بدیهیّات «وفاق» اصولاً وقتی مسآله در ابهام باشد حل آن معنی ندارد؛ از طرف دیگر هر چه این مسآله بطور شفاف، روشن‌ و ملموس‌ در افکار عمومی بنشیند تبدیل به معرفت اجتماعی میشود همه کس فهم و آرام بخش و محصول نهائی آن عبارت است از بسیج مردمی برای مشارکت منطقی و معقول در حل مسآله. با استقرار دولت چهاردهم که نامش «دولت وفاق ملّی» است، بطور علی الدوام باید مراقب بود مسآلۀ « وفاق ملّی» هنگام تصمیم سازیهای به اصطلاح بین راهی هم در تبیین و حفظ اصل «وفاق» و هم در گسترش و تعمیق اجتماعی معرفت «وفاق» مصادره به مطلوب نشود، حلّ این مسآله مانند هر مسئله دیگری نیازمند بدیهیاتی است که کمک می‌کند تا نتیجۀ مطلوب حاصل شود؛ بدیهیّاتی نظیر: الف) «وفاق» باید مستند به اعتقاد به خدا،پیامبر، قرآن، اصول و فروع اسلام، راه امام و ولایت فقیه، خدمت رسانی و کارآمدی باشد. ب) در «وفاق» نباید از اهداف عالی ذیل طرح های کلان رهبری کوتاه آمد. ج) «وفاق» برای بالا بردن سطح مقدّس معیشت مردم روز و شب نمیشناسد. د) «وفاق» دو طرفه است نه یک طرفه و برای نمونه در «وفاق» سلطۀ مجدد آمریکا محکوم است. ه) در «وفاق» وحدت با فتنه گران و براندازان از هر قشری ممنوع است. و) مصالح فردی و جناحی و سهم خواهی در «وفاق» منفور و دست نزدیکان حزبی و سیاسی، فرصت طلبان و سوء استفاده کنندگان قطع است. و غیره.