. اسم تو آمد، روضه خوان دم را عوض کرد داغ عظیمت معنی غم را عوض کرد من یازده ماه است که چشم انتظارم شور حسینی اَت مُحرّم را عوض کرد اصلاً به اعمال کمم دل خوش نکردم احسان تو تقدیر آدم را عوض کرد چشمی که شد اهل بکا، اهل بهشت است جانم به اشکی که جهنم را عوض کرد بیمار بودم، خسته بودم، زار بودم گفتم حسین ... این ذکر حالم را عوض کرد عالم بداند راه ما راه حسین است شش گوشه ی تو راه عالم را عوض کرد پیراهن خونی که آویزان شد از عرش حال و هوای مادرت هم را عوض کرد غش کرد زهرا موقع تعویض پرچم با چادر خاکیش، پرچم را عوض کرد قربان آن حاجی که حجّش را رها کرد لبهای خشکش طعم زمزم را عوض کرد نزدیک مغرب مسلمش می گفت برگرد چون کوفه آن میثاق محکم را عوض کرد اینجا نیا آنکس که دنبال سر توست... جای من و یک کیسه دِرهم را عوض کرد از روی دارم دیده ام بالای نی را تصویر من، تصویر مبهم را عوض کرد .