POUANFAR 011.mp3
18.54M
آمدم باز دره میکده ات گریه کنان تشنه ام تشنه دیدار سبویی برسان این طرف آن طرفم جان رقیه مکشان بنده ات را به سر سفره زهرا بنشان خواهشا اشک دو چشمان مرا جاری کن کار از کار گذشته تو فقط کاری کن سینه ام وادی طور است پر از نور جلیست تازه فهمیده ام این گریه چه خیر العملیست دامن رحمت تو هم ابدی هم ازلیست بنده سینه زنت دست به دامان علیست به سرم سایه ایوان و امان نجف است دل من تنگ علی تنگ اذان نجف است من بهم ریخته ام کاش که درهم بخری گذری هم که بیایم تو ز من میگذری در شب اول قبرم ز تو دارم اثری آمدم تا که مرا پیش حسینت ببری من خجالت زده تو شدم آبم نکنی جلوی چشم علمدار خرابم نکنی آمدم تا که فقط دل بسپارم به حسین بگذارید بیفتد سر و کارم به حسین باز افتاده همه کوله و بارم به حسین تک و تنها کس و کارم به حسین آن لب تشنه که میخواند دعا ریخت بهم ته گودال سری با نوک پا ریخت بهم مادری گفت حسین و همه جا ریخت بهم خیمه ها ریخت بهم کرب و بلا ریخت بهم کهنه پیراهنی هم داشت که صیاد کشد سر ناموس حسین ابن علی داد کشید شاعر: رضا دین پرور https://eitaa.com/emame3vom/40857 .