. و (شب های آخر ماه رمضان) شبای قدر گذشت و رفت فراق به سر نیومده خیلی دلم گرفته که از تو خبر نیومده قرآن به سر گرفتم و دیدی تو شور وشینمو تو دل شب شنیده ای الهی بالحسینمو قبول دارم که روسیام گناه برام یه عادته رها نکردی دستمو نگاه تو سعادته لحظه به لحظه معصیت گره تو کارِ فرجه صراط مستقیم تویی ببخش که راه من کَجه من دم افطار برا تو با گریه میکنم دعا به جون مادرت قسم روزای آخری بیا خسته از این جدائی ام دیدنت آرزوم شده نام قشنگت آقاجون بغض توی گلوم شده تموم ترسم اینه که ندیده،مرگم برسه تموم کن این فاصله رو این همه انتظار بسه بیا به حق مرتضی زمانه رو صفا بده با دست مهربان خود برات کربلا بده مرتضی عابدینی .👇