۲۲ شام ماتم آمد موسم غم آمد از دیده شیعه اشک نم نم آمد زین مصیبت اعظم خون شده دل عالم وای علی مظلوم(۲) حیدر شده مهمان در خانه ی کلثوم غربت ولایت اینجا شده معلوم زین مصیبت اعظم خون شده دل عالم وای از این مصیبت(۲) در کوفه ی غمگین نزدیک اذان است سوی مسجد امشب مرتضی روان است زین مصیبت اعظم خون شده دل عالم وای از این مصیبت دیدگان حیدر سوی بی نیاز است در میان محراب مشغول نماز است زین مصیبت اعظم خون شده دل عالم وای از این مصیبت با شوق وصال و وقت سجده شد خم زد به فرق مولا ضربه ابن ملجم زین مصیبت اعظم خون شده دل عالم وای ازاین مصیبت دل غمین و خسته مرتضی نشسته شد ز تیغ کینه فرق او شکسته زین مصیبت اعظم خون شده دل عالم وای از این مصیبت زین مصیبت عباس در رنج و محن شد با دیدن رویش خون دل حسن شد زین مصیبت اعظم خون شده دل عالم وای ازاین مصیبت در کنار بابا نور عینش آمد مجتبی و عباس با حسینش آمد زین مصیبت اعظم خون شده دل عالم وای ازاین مصیبت دخت علی زینب منتظر نشسته زین ماتم عظما قلب او شکسته زین مصیبت اعظم خون شده دل عالم وای ازاین مصیبت .