. نداشت رونقی از صبح ، گر چه بازارم چه غم که آخر شب میشوی خریدارم چقدر خرج منِ روسیاه میکنی و . . . چه سود؟!...بار گناه است کلِّ انبارم قبول...من بدم اما تو دوستم داری قبول...من بدم اما ... دوستت دارم سلاح آخر یک طفل گریه کردن اوست شبیه کودک لج رفته ، اشک میبارم کنار خانه ی زهرا ، مرا تو خانه بده بگو که شامل اَلجّار ، ثُمَّ ، اَلدّارم” به روضه روضه ی شب های جمعه محتاجم به کوچه کوچه پیِ روضه هات آوارم ببند پای مرا پایِ کارِ هیئتها گره بزن دل من را . . . به تو گرفتارم به هر که گفت که کارِ تو چیست؟...میگویم میانِ حلقه ی سینه زنان . . . میوندارم” خراب بزم خرابه شدم که دختر گفت: بیا عمه پدر آمده به دیدارم بیا دخترک حرمله...بیا اینجا ببین...ببین...نگفتم که من پدر دارم کشید موی مرا زجر و طعنه ام میزد زهی خیال که دست از سرِ تو بردارم ز بس که زیر پایش مرا لگد میزد عجیب در طلب شانه ی علمدارم... شعرِ برای *