هدایت شده از خ. پاسندی
شب آخر، شب قدر، وقتِ قرآن به سر اونجایی دلم گرفت که از امام علی(علیه السلام) و حضرت فاطمه(سلام الله)و امام حسین(علیه السلام) مداح روضه خوند اما از امام حسنم از آقام حسن خیلی راحت گذشت و رفت، هی همش تکرار می‌کرد از فاطمه و حسین که نمیشه گذشته آخی بمیرم برا غربتت که از بازوی کبود و شمر روی سینه گفتن ولی از جِگر تکه تکه شده‌تون از درد غربت نمی‌گن(: بمیرم آقا بمیرم براتون که وقتی گفتن چرا با معاویه نمی‌جنگید گفتید اگه اندازه انگشت های دستم یاری داشتم می‌جنگیدم، این تن بمیره‌ برا غربتِ بی حد و اندازه‌تون💔..😭 دوشنبه های امام حسنی