💬 سه کرامت از کرامتهای امام هادی علیهالسلام
🌐
فراگيرى زبانهاى مختلف
از ابوهاشم نقل شده است كه گفت: خدمت امام هادى (عليهالسّلام) رسيدم و او به زبان هندى با من سخن گفت كه خوب نتوانستم به او پاسخ بگويم و مقابلش سطلى پر از سنگريزه بود. يک سنگريزه برداشت و آن را در دهانش گذاشت و مدتى آن را مكيد و بعد به طرف من انداخت. من نيز آن را در دهانم گذاشتم. به خدا سوگند! هنوز از جاى خويش برنخاسته بودم كه به 73 زبان كه نخستين آن، زبان هندى بود، سخن گفتم.
✨
غنى شدن ابوهاشم به وسیلۀ کرامت امام هادی عليهالسلام
يحيى بن زكريّاى خزاعى از ابوهاشم نقل میكند كه با امام هادى (عليهالسّلام) به پشت سامرّا رفتيم تا كسانى را كه میآيند، ببينيم. ولى آنان دير آمدند، پارچهٔ زير زين را براى امام پهن كردند تا روى آن نشست. من هم از چهارپايم پياده شدم و او با من سخن میگفت و من از تنگدستى و فقرم ناليدم.
پس حضرت دستش را دراز كرد و مشتی شن برداشت و فرمود: اى ابوهاشم! با اين به زندگى خودت وسعت بده و آنچه ديدى پوشيده دار.
پس آنها را گرفتم و پوشاندم تا اينكه برگشتيم و نگاه كردم و ديدم مانند طلاى قرمز میدرخشد. آنگاه زرگرى را به خانهٔ خويش دعوت كردم تا عيار آنها را تعيين كند.
او گفت: طلايى به خوبى آن نديدهام در حالى كه مانند سنگريزه است، اينها را از كجا آوردهاى؟
گفتم: از قديم در خانهٔ ما بوده است.
🌳
اگر بخواهیم، اینها برای ماست!
صالح بن سعيد روايت میكند كه: متوكل به دنبال امام هادى (عليهالسّلام) فرستاد تا او را به سامرّا بياورند. وقتى كه حضرت به آنجا رسيد، متوكل دستور داد تا به آن حضرت، اجازه ورود به كاخش را ندهند و در كاروانسراى فقرا ساكن نمايند! من به خدمتش رسيدم و گفتم: در تمام امور میخواهند نور شما را خاموش كنند و شما را كوچک کنند. شما را در اين كاروانسرا جاى دادند! حضرت فرمود: اى پسر سعيد! تو اينجايى؟ آنگاه با دستش اشاره كرد. باغهايى را ديدم كه در آن نهرهايى جارى است و حوريان و جوانان در گردشاند. چشمم حيران ماند و شگفتیام زياد شد.
حضرت فرمود: اگر بخواهيم، اينها براى ماست.
📚 جلوههاى اعجاز معصومين عليهمالسلام
🆔
@ezdevaje_elahi