♨خانم دهقان... خانم دهقان!/ اثر عمیق رفتار و گفتار معلمان بر دانش آموزان.
نویسنده: ناهید دهقان قلعه سیدی
🔹-خانم دهقان... خانم دهقان.
با شنیدن نام خودم از زبان شخصی غریبه، جا خوردم. به طرف صدا برگشتم. مردی جوان مرا صدا زد که در کنارش همسر جوان و بچه ای کوچک بود.
-مرا می شناسید؟
این را مرد جوان گفت. در میان خاطرات به جستجو پرداختم. ذهنم برای یادآوری مرا یاری نمی کرد. مرد جوان خود به یاری ام آمد و گفت:
نمی دانم کار درستی کردم که شما را صدا زدم یا نه... اگر کارم درست باشد، صورت خود را نورانی و اگر کار اشتباهی انجام داده باشم، خطوط چهره ی خود را کدر و ناهموار می بینم.
🔹عظیم... عظیم... این عظیم بود. دانش آموز سال های پیش کلاس پنجم... نیمکت آخر کلاس... شاگردی پر جنب و جوش که گاهی مرا عاصی می کرد. گویی با درس، کتاب، مدرسه، من و... بیگانه بود.
بارها به خانواده اش تذکر داده بودم که برای اصلاح و پیشرفت« عظیم» با من همکاری کنند. از مادر او خواسته بودم که مرا در جریان چگونگی کار عظیم در خانه قرار دهد. اما بعد از چند روز متوجه شدم با وجودی که یادداشت های مادر عظیم بیانگر این است که او در خانه کارهایش را به خوبی انجام می دهد؛ ولی از بهبود وضعیت درسی و رفتاری او خبری نیست. با مادرش صحبت کردم.
مادرش گفت: او مرا مجبور می کند که بنویسم کارهایش را خوب انجام داده است!
باید راه دیگری می جستم!
🔹با این که در آن زمان سن و سال و تجربه ی آموزشی زیادی نداشتم، اما می دانستم که معلمی فقط منحصر به ساعتی چند تدریس دروس نیست. برای تربیت دانش آموزان باید بستر مناسبی فراهم شود و این مستلزم این است که معلم از شیوه های ابتکاری بهره گیرد.
بر همین اساس دور از چشم عظیم با مادرش صحبت کردم و از او خواستم هرگاه عظیم در خانه کارهایش را به خوبی انجام داد و رفتار خوبی داشت، با خودکار آبی و هرگاه بر عکس بود، با خودکار مشکی تمرین ها و تکالیف او را امضا کند. لازم است اشاره شود که والدین برای آگاهی از وضعیت درسی و برنامه های فرزندانشان، تکالیف و برنامه هایشان را امضاء می کردند.
به مادر عظیم تأکید کردم که در این مورد با عظیم صحبتی نکند. از آن پس با مشاهده رنگ امضای عظیم، متوجه چگونگی وضعیت درسی و رفتاری و انجام تکالیف او در خانه می شدم و به عظیم می گفتم: عظیم من با نگاه کردن به چشم ها و صورت تو می فهمم که در خانه چه کار کرده ای و برای درس آمادگی داری یا نه؟ او با تعجب مرا نگاه می کرد. گفتم: ببین، هر وقت کارهایت را خوب انجام داده باشی، صورت تو نورانی و بشاش است اما هرگاه نسبت به انجام کارهایت بی توجهی کرده باشی و کارت درست نباشد، صورتت کدر و ناهموار است.
عظیم با چشمان سرشار از حیرت خود مرا نگاه می کرد. همین مساله باعث شد تا به مرور زمان تغییرات عمده ی مثبتی در رفتار و وضعیت درسی عظیم به وجود آید.
🔹با صدای عظیم دوباره به دنیای حال برگشتم؛ دنیایی که من از جوانی فاصله گرفته بودم و جوانی برومند که حاصل دوران جوانی ام بود، روبرویم ایستاده بود و با لبخندی محبوب می گفت: من روزی رمز رنگ امضای مادرم را دانستم؛ ولی زمانی بود که دیگر با این شیوه راه خوب زندگی ام را یافته بودم.
📚فصل های بی تکرار، ص107-110
#معلم
#روشهای_تربیتی
🌷 به فانوس بپیوندید 🌷
👇👇👇👇👇👇
📲
eitaa.com/fanoosemellatha
📲
t.me/fanoosemellatha
📲
instagram.com/fanoosemellatha