《2》ادامه مطلب ➖➖➖➖🌑🔶🌑 خبر به امیرمؤمنان علیه السلام میرسد... 👈👈 آن حضرت از شدت خشم ، چشمانشان سرخ شده است ، شمشیر ذوالفقار را از نیام می کشند ، عبایی زرد رنگ - که در جنگ های سخت می پوشیدند - بر دوش می افکنند و میفرمایند: 💠دستی که به قبرها برسد , به صاحبش برنخواهد گشت. و آنگاه راهی بقیع می شوند…… 🏮فردی که این سخن را شنیده و خروج امیرالمؤمنین را مشاهده کرده بود , به شتاب خبر را به بقیع می رساند ، و مردمان مانند گلهء بُزان که از شیری می گریزند ، فرار می کنند ؛ 🎴➖امیرمؤمنان به بقیع می رسند ، بر ذوالفقار تکیه کرده ، تهدید علنی نسبت به هر گونه اقدامی می نمایند.. ☝️اهل سقیفه در می یابند که امیرالمؤمنین علیه السلام در این قضیه , همانند ماجراهای قبل , مأمور به صبر نیستند... عمر شروع به هتاکی می کند… ولی کاری از پیش نمی برد و قضیه فیصله می یابد ……(۳) 🔰🔰اینک دختر پیامبر خاتم صلی الله و آله و پاره تن رسول خدا در کنار آن حضرت آرمیده است تا از رنج های بی پایانش برای پدر حکایت کند …(۴).. أللّهُمَّ عَجِّل لِوَلِيِّكَ الفَرَج.... ➖➖➖➖🌑🔶🌑 1⃣ بحارالانوار ۱۸۳/۴۳ 2⃣ بحارالانوار ۱۷۱/۴۳ 3⃣ بحارالانوار ۱۹۹/۴۳ 4⃣ بحارالانوار ۱۸۸/۴۳ ─━✿❀✿🌻✿❀✿─━ 🏴@gamibesamtezohor👈