غربت رمضان در برخی مدارس اولین، مهمترین و موثرترین نهاد هر جامعه‌ای به طور قطع، بعد از خانواده، مراکز آموزشی و پرورشی آن جامعه است. چرا که مهمترین عنصرِ پیشرفت هر کشور افراد آن جامعه است. در میان تمامی مراکز تربیتی، نهاد آموزش و پرورش والاترین و عمده‌ترین نقش در هویت‌سازی را ایفا می‌کند زیرا در سنین ابتدایی حیات بشر وارد زندگی او شده و نقش بسزایی خواهد داشت. حال سؤال اینجاست که در جامعه‌ی ما آموزش و پرورش کجای نقشه‌ی تمدن‌سازی و هویت‌سازی ایستاده است؟ گفته نشد؛ کجا قرار گرفته است؟ زیرا آشکار است که در این نقشه باید در رأس باشد و هست. اما پرسیده شد؛ کجا ایستاده است؟ یعنی؛ تا به امروز خود را تا کجا رشد داده و چقدر در این مسیر موفق بوده است؟ سؤالات از این دست در مقوله‌ی عملکرد آموزش و پرورش، بسیار است اما در این فرصت نگارنده قصد تحلیل و بررسی دقایق این مسئله را ندارد و تنها با هدف مقدمه‌ای بر ضرورت بررسی عملکرد این نهاد از آن عبور کرده و به بررسی مصداقی ملموس به‌نام روزه‌خواری علنی در برخی مدارس می‌پردازد. ناگفته نماند که نگارنده هرگز نگاه صفر و صدی به عملکرد این نهاد ندارد و به وجود نقاط قوت بسیاری در کارنامهٔ آن از جمله تلاش در تأمین محتوای مناسب در کتب درسی و غیر درسی، برگزاری مسابقات و جشن‌های مناسبتی و ...اذعان دارد. اما مسئله‌ی امروز، روزه‌خواریِ آشکار دانش‌آموزان در فضای به اصطلاح تربیتی مدارس است. در این رابطه چند سؤال پرسیده می‌شود و قضاوت آن را به عهده‌ی مخاطب می‌گذاریم. ۱. آیا یک انسان که در مهم‌ترین مرکز آموزش‌ و‌ پرورش کشور به تربیت آن مبادرت ورزیده شده است و برای شکل‌گیری و رشد هویت او تلاش و هزینه می‌شود نباید با اوّلیات احترام به ماه مبارک رمضان آشنا باشد؟ قطعا افراد در امر روزه‌داری آزادند و تکلیف و تشخیص آن حکمی فردی می‌طلبد. مسئله این است که آیا افرادی که به هر دلیل در جرگه‌ی روزه‌داران نیستند؛ نباید به این میزان از فهم و شعور برسند که در مقابل افراد روزه‌دار و در ملأ عام به خوردن و آشامیدن نپردازند؟ اگر در مدرسه این اصول را نیاموزند؛ کجا برای آن‌ها نهادینه شود؟ آیا وجود معضل روزه‌خواری علنی در جامعه‌ی امروز نتیجه‌ی کوتاهی نهاد‌هایی همچون آموزش و پرورش نیست؟ ۲. تا به‌حال دقت کرده‌اید که در بیمارستان‌ها اتاق کوچک و دور افتاده را برای استراحت و سیگار کشیدن پرسنل آنجا تعبیه کرده‌اند؟ این کار به دلیل حفظ سلامت بیماران است. خب، فکر کردن و خرج کردنِ کمی خلاقیت برای حل معضل روزه‌خواریِ علنی دانش آموزان در مدارس برای سلامت روحی و اخلاقی دانش‌آموزان و در مرحله بعدی سلامتی اخلاقی جامعه ضروری نیست؟ شاید مثال، مثال مناسبی نبوده باشد، چرا که روزه‌داران یک جامعه از کوچکترین تا بزرگترین آن‌ها قطعا از سالم‌ترین افراد جامعه چه از نظرجسمی و چه از نظر فکری هستند و نباید با بیماران بیمارستان مشتبه شوند اما به قول اهل فن در مثال مناقشه نیست. هدف تنها بیان ضرورت تلاش و غیرت و مسئولیت‌پذیری افراد در جهت حفظ فضای شایسته برای یک جامعه‌ی اسلامی است. به‌نظر می‌رسد حتی پیشنهاد مکانی برای روزه‌خواران در مدرسه پیشنهاد مناسبی نباشد چرا که باز هم حرمت ماه مبارک حفظ نخواهد شد و شاید بسترساز تشویق به روزه‌خواری شود. پس متولیان امر باید به دنبال راهکار مناسبی باشند. ۳.همه‌ی ما به وفور شاهد عزم و اراده‌‌ای جدی در مدارس برای پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان و رقابت‌های دیگر مثل مسابقات علمی_فرهنگی و... بین مدارس بوده‌ایم تا آن‌ها در بحث رتبه‌بندی‌ها و گزارشات به مناطق از یکدیگر کم نیاورند. حتی گاهی با طرح‌هایی مواجه بوده‌ایم که نه‌تنها تربیتی نبوده بلکه فقط دانش‌آموزان را در یک رقابت بی‌امان قرار می‌دهد. بدین‌ترتیب، چطور مدارس نمی‌توانند با همین اراده درس انسانیت به فرزندان خود دهند؟ آیا روزه‌خواری در مقابل چشم همکلاسی، که اغلب با بوی غذا و خوراکی همراه است رنگی از انسانیت دارد؟ آیا باز بودن بوفه‌‌ی مدارس در ایام ماه مبارک، محلی از اعراب دارد؟ آیا خود این عمل نیز نوعی تشویق به روزه‌خواری نیست؟ درخواست نگارنده و بسیاری از دغدغه مندان در این مسئله این است که: ✅مدرسه تنها مرکز یادگیری پیچیده‌ترین فرمول‌های منطق، ریاضی، فیزیک، شیمی و یا حفظ چند شعر و وزن، کلمه ترکیب و اطلاعات تاریخی و جغرافیایی نیست مدرسه نماد و نهاد هویت‌سازی یک جامعه است شاید بتوان با چند فرمول توسعه یافت اما هرگز پیشرفت به‌معنای دقیق و حقیقی آن حادث نخواهد شد زیرا پیشرفت در گرو تحقق انسانیت و معنویت است. ✍زينب نجیب @ghalamenajib