🔹
ایدهی فربه مقاومت و طبلهای توخالی تمدنسازی
🔸قدرتی در منطقه ذیل ایده مقاومت از آغاز انقلاب اسلامی بلکه قبل آن ایجاد شد و با رشد و توسعهای که پیدا کرده است، اکنون در سطح بالایی، آماده نابودی اسرائیل است.
🔸فلسفهیپیدایش و رشد این قدرت نه تمدنسازی بود و نه دیگر شعارهای توخالی کوچهبازاری بلکه این قدرت، فقط یک رسالت دارد و قرار است در برابر نابودی اسرائیل هزینه شود.
🔸اکنون این قدرت در اوج اقتدار خود آماده است تا روانه مقصد شود، در حالی که مقصدش در اوج ضعف و نابسمانی قرار دارد.
🔸ایده مقاومت، ایده نابودی اسرائیل است و رژیم میداند اگر امروز با آن مواجه نشود، فردا دیر است. ازاینگذشته، از منظر تاریخی و با تحلیل هگلی نیز وقتی آنتیتز آماده ترکیب شود، نابودی تز و سرآوردن سنتز قطعی است.
🔸نابودی اسرائل مقدمه و آغاز یک تحول است نه خود تحول! این فروپاشی، نظم نوینی را در منطقه حاکم خواهد کرد. تمدنسازان باید به آن نظم و ظرفیتهای آن بیاندیشند نه نابودی چیزی که حتی دوستدارانش هم آن را پذیرفتهاند.
🔸اما امر دردناک این است که ما تمام ظرفیت خود را در ایده مقاومت صرف کردهایم و برای دوران پسااسرائیل و نحوه نظم جدید تقریبا حرفی برای گفتن نداریم.
🔸اینکه انتخاب جنگ تنها انتخاب ممکن و پیشروی رهبران جبهههای مختلف است به این دلیل است که قدرت اجتماعیافته در منطقه، اقتضای تخلیه شدن دارد.
🔸فربهبودن ایده مقاومت وقتی بوی تمدنسازی میدهد که هم اسرائیل نابود شود و هم زندگی مقدور باشد. به تعبیری هم چرخ سانتریفیوژها بچرخد و هم چرخ زندگی.
@ghalayaane_ghalam