تکفیریان ز بیعت حق، عار می‌کنند در کوفه روزه را سحر افطار می‌کنند! مردی که ذوالفقار ز دستش وضو گرفت عدل از سر شکستۀ او آبرو گرفت دارند سقف بر سرم آوار می‌کنند از خواب، گرگ را ز چه بیدار می‌کنند؟! از فرط عدل، اهل جراحت شدی پدر فُزتُ وَ ربِّ کعبه و... راحت شدی پدر حیرت شروع شد؟ نه، تماشا حرام شد فُزتُ وَ ربِّ کعبه... گمانم «تمام شد!» ،