📸📝| روایت جشن گلابتون ۱۴۰۳ ✨خوش به حالم که تو رو دارم 2⃣ مامان گرمه! دختر کوچولی صورتی پوش کناریم این را گفت. مادرش آرام گفت: میخوای باز کنی یک کم روسریت رو؟ میخندد و می گوید نه! مامانش ولی برایش باز می‌کند و کمی روسری را تکان میدهد تا خنک شود. دختر لباس صورتی با روسری گلدار همراه مامان و خواهر بزرگترش کنارم نشسته. بیشتر برنامه را سرپا ایستاده بود. با هر سرودی پرچم ایران را دور خودش میگرداند و حاضر نبود بنشیند. از گوشه چشم می‌بینم خواهربزرگترش آذوقه پسته را ریز ریز توی دستش میگذارد. حاج آقا قاسمیان از حضرت معصومه (س) هم برای‌مان می‌گوید. اینکه روزی امام موسی کاظم (ع) خانه نبوده و دخترش جواب همه سوالات یک کاروان را به جای پدر می‌دهد. امام که برمی‌گردند و سوال و جواب های دخترشان را برایشان بازگو می‌کنند، می‌‌فرمایند: فداها ابوها. هروقت از مهربان دختر شهر حرف به میان می‌آید دلم هوای حرمش را می‌کند. حتی حالا که در میدان آستانه فاصله‌زیادی تا گنبد طلاییش ندارم. ✨@golabbaton95