ولی برای من قشنگ ترین لحظه اونجاست که تو اوج خستگی وقتی چشات نیمه بازه و داری از بی خوابی بیهوش میشی و صدات کم کم آروم میشه بازم داری اسم منو به لب میاری. تو اون لحظه دلم میخواد محکم فشارت بدم تو بغلم و بهت بگم که چقد زیبایی. بهت بگم چقد روزام با تو قشنگ میگذره ، چقد همه چیز با وجود تو خوبه ؛ بهت بگم که پناهگاهِ منی و کل هدف و امیدم ختم میشه به تو ، تو گوشت بگم که کل حال خوبم و خنده هام بهخاطر وجود توعه. بگم که لطفا بیشتر از هر موقع دیگه ای مراقب خودت باشی ؛ چون تو تیکه ای از من نیستی ، همه ی منی :))