انسان مشرقی از همسرم دکتر محمدرضا برزگر خالقی ای تو خوب جاودان ای مقدّم بر سپیده‌ی صبح پرتو نور صدایت. در شب تنهایی بهترین خاطره‌هایم برای لب‌تشنگان وادی عشق بهترین آب گوارایی شعر من اگر بی‌صداست پر از فریاد توست ای که این غمگین‌تر از غم را نشاط شادمانی می‌دهی ای یاور همیشه‌ی تنهایی من ای که بر معراج نور بر فراز آسمان همیشه تابانی مکمّل کمالی و مشوّق محبّت فاتح قلب منی طلایه‌دار عشقی نام تو، تدوین یاری است متبرّکی برایم مثل ایمان، مثل صبح ای اسطوره‌ی شعرها ای جاری در رگ انسان مشرقی معنی رویش جوانه‌ی عشقی خنده‌ی روزگار شعر من، از توست در کتاب کهنه‌ی شعرم حرفی اگر هست حرف توست با کتاب قصّه‌ی شعرم قصّه‌ی عشق تو را می‌سرایم ای شرقی‌ترین شرقیهای عالم ای مشرقیِ خوبِ همیشه جاویدان. شمع خاموش فروزان‌گشته، شرح زندگی دکتر محمدرضا برزگر خالقی، مصاحبه و تدوین از عفت کرباسی، خرداد ۱۴۰۱، ص ۴۴ - ۴۶. (چاپ نشده است.) https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303