یاد یک
#خاطره_از_شهید_آیت_الله_نجار_زاده افتادم هنوز با جزییات آن در خاطرم هست
بعداز تحویل گرفتن حکم و دو عدد سلاح کلاش که یکی از آن ها تاشو بود و سلاح تاشو دست شهید آیت الله نجار زاده بود با یک راننده و ماشین پیکان رفتیم گشت
🎋🎋🎋
بعداز حدود یک ساعتی شهید آیت پیشنهاد داد برویم گلزار شهدا
حدود ساعت دو شب گذشته بود که رسیدیم گلزار شهدا
در بین راه مشخص بود خیلی دل تنگ شهدا و مخصوصا شهید مهدی جان قربان شده
وقتی رسیدیم قبر شهید را در آغوش گرفت به طوری که کنار قبر مطهر شهید لحظاتی را خوابید و نجوا می کرد
🕊🕊🕊
گلزار شهدا در اوایل خیلی تفاوت با الان داشت از لحاظ فضا و امکانات
مخصوصا سکوتی که همواره و در شب حاکم بر این مکان همیشه ملکوتی و نورانی بود
ولی الان همواره صدای ماشین و موتورسیکلت و رفت آمد هست
آن شب سکوت و نجواهای
#شهید آیت فضای خاص و فراموش نشدنی را ایجاد نمود
به یاد تمامی شهدا و این دو شهید عزیز
🌸صلوات صلوات صلوات 🌸
👈به نقل از برادر جانباز حمید حاجیان
https://eitaa.com/golzreshd
┄┅═✧🎋❁🌷❁🎋✧═┅┄