.
#مناجات
باز اومدم نجوا کنم وَاسمَع نِدایی
سفره ی دل رو واکنم وَاسمَع دُعایی
ازمن نداری بنده ای بدتر میدونم
جز تو ندارم من کسی رو مهربونم
تو پرده پوشی کردی و من بی حیایی
چوب خط من پُره دیگه از بی وفایی
اون یخ فروشم که رو دستش مونده یخهاش
عمرم داره آب میشه می فهمیدم ای کاش
عمری دویدم تا رسیدم به سرابی
دیر اومدم اَفنیتُ عُمری وَ شَبابی
من از خودم از این دل وامونده خستم
هر روز توبه کردم و فرداش شکستم
دنیا زمینم زد بگیر دستم روپاشم
خیلی میترسم از چشت افتاده باشم
اُنظُر اِلَیَّ حال زارم رو نگا کن
اَقبِل عَلَیَّ اومدم آغوش وا کن
توی بساط من نمونده حتی آهی
یا سَیِّدی مُولایَ رَبّی وَ اِلهی
محشر که زنجیر گناهام بسته پامو
من مطمئنم میشناسه مادر صدامو
هر چی باشه گریه کن داغ عزاشم
گریه کن بغض گلوی مجتبا شم
سخته پسرباشه و با چشماش ببینه
که مادرش افتاده و نقش زمینه
#علیاصغرشاهسنایی✍
.