برشی از کتاب سال بلوا
مادر گفت؛این پرفکشن ها را روشن کن جاوید
گفتم؛حالا؟مردم به ما می خندند چله ی تابستان و بخاری؟
گفت؛سال و ماه به هم ریخته علتش این است که ادم ها به حق خودشان قانع نیستند ظهر داشتیم از گرما خفه می شدیم حالا از سرما نمی توانیم بخوابیم .
جاوید گفت؛این ها مال ظلم است آه مظلوم خورشید را می کشد