ششمین محفل شعر ام المومنین حضرت خدیجه سلامالله علیها
دَوات ِ من اگر از آب ِ حوض ِ کوثر نیست
نوشتن از تو برای قلم مُیسّر نیست
چگونه وصف کنم شوق ِ مصطفی به تو را
که عشق ِ غیر ِ تو در قلب ِ او مقدّر نیست
کجاست مثل خدیجه، تمام ِ دنیایش
در اوج ِ ثروت، جُز خانه ای محقّر نیست
تمام ِ زندگیش را به پای احمد ریخت
جهاد کرد، که کمتر ز فتح ِ خییر نیست
طلای ِ ناب خدیجه، عقیق ِ سُرخ علی
کسی برای پیمبر از این دو بهتر نیست
مقام ِ ساره و مریم به اوج عرش رسید
که گفته است که این خانه ذرّه پرور نیست
شتر سوار کجا، مادر ِ وقار کجا
مقام و منزلتش با کسی برابر نیست
خدیجه، آه چه نام بلند بالایی
همین که نیست، همه هستی ِ پیمبر نیست
برای او کفنی از بهشت آمده است
یقین که در دل ِ او هول ِ روز ِ محشر نیست
نبودنش دل ِ این خانواده را خون کرد
قرار در دل ِ غمگین ِ آل ِ کوثر نیست
اگر چه رفت ولی باز هم خدا را شکر
که رفت و شاهد ِ خون ِ چکیده بر در نیست
ندید کرب و بلا را، ندید بی آبی
ندید رحم و مروت به قلب ِ لشکر نیست
چه سخت بود برای رباب وقتی دید
به چشم خویش، که گهواره هست و اصغر نیست
"سری به نیزه بلند است پیش ِ چشم ِ رباب"
تنی که دفن شده زیر ِ خاک، دیگر نیست
#حسین_بیدگلی#شعر_خوانی#خدیجهhttps://eitaa.com/joinchat/1697382955Cca66efcf96https://eitaa.com/h_b110