﷽
📍 یک نمونه ای از مردان دارای استقامت و پایداری ❗️
📌حالا بهعنوان نمونه، یک ماجرا از مردان اهل استقامت نقل میکنم.
جنگ اُحد از دلخراشترین غزوات پیغمبراکرم(ص) بود. بعد از آنکه عدّهای از مسلمانان که پیغمبر(ص) آنها را گماشته بود تا گردنه را حفظ کنند، از فرمان حضرت تخلّف کرده و سنگر را رها کردند، مشرکین مسلمانان را دور زدند و جنگ مغلوبه شد. بسیاری از مسلمانان کشته شده و بقیه هم فرار کردند. فقط پیغمبراکرم(ص) ماند و حضرتعلی(ع)!
در تاریخ معروف است که یکی دیگر از اصحاب به نام ابودجانه هم فرار نکرد و خدمت پیغمبراکرم(ص) ماند. وقتی پیغمبر(ص) چشمش به او افتاد، فرمود: ای ابودجانه! من بیعتم را از تو برداشتم؛ یعنی به من تعلّقی نداشته باش! برو به سلامت! هرجا که میخواهی برو! این کسی را هم که میبینی کنار من ایستاده، علی(ع) است؛ حساب تو با او فرق میکند. علی از من است و من از علی هستم.
ابودجانه وقتی سخن پیغمبر(ص) را شنید، شروع به گریه کرد و گفت: بهخدا قسم، من هرگز از بیعت با تو و از تعلّقی که به تو دارم، دست برنمیدارم! سپس
#چهار_مطلب_گفت که غرض من هم همین مطالب است. ابودجانه به پیغمبر(ص) عرض کرد: کجا بروم؟ بهسوی
#همسرم بروم که خواهد مُرد؟ به
#خانۀ خود بروم که خراب خواهد شد؟ به طرف
#اموال خود برگردم که فانی میشود؟ یا اینکه از
#مرگ و أجل بگریزم که بالاخره مرا خواهد گرفت؟
بالاخره پیغمبر(ص) به او اذن ماندن داد و او با حضرتعلی(ع) رفتند و شروع به جنگیدن کردند؛ آنقدر به بدن او جراحت وارد شد که روی زمین افتاد. حضرتعلی(ع) بدن نیمهجان ابودجانه را برداشت و جلوی پیغمبر(ص) گذاشت. وقتی چشمش به پیغمبر(ص) افتاد، یک جمله گفت: آیا بیعت خودم را به آخر رساندم؟ یعنی آیا پایداری کردم و به مقصد رسیدم؟ پیغمبر(ص) به او فرمودند: آری. بعد هم حضرت در حقّ او دعا کردند.
➕ به ما بپیوندید:
🌐
@hadisdini | 🪴