← بدعت عُمَر برای آینده خلافت عُمَر به ابن عبّاس گفت : (13) خلافت را به چه کسی واگذار کنم ؟ او علی بن ابی طالب علیه السلام را پیشنهاد کرد و گفت : شجاعت و فضیلت و قرابت و سبقت در اسلامش معلوم است. عُمَر گفت : در طبع او مزاح است ! ابن عبّاس گفت : درباره عثمان چه می گویی ؟ عُمَر گفت : اگر او خلیفه شود بنی امیّه را بر گرده ی مردم مسلّط می نماید. ابن عبّاس گفت : درباره ی طلحه چه می گویی ؟ عُمَر گفت : مردی متکبّر است و پیامبر را با کلامی که روز نزول آیه ی حجاب گفت آزرده است. او هنگام نزول آیه ی حجاب گفته بود : «وقتی از دنیا برود ما زنانش را به عقد خود در می آوریم». ابن عبّاس گفت : درباره ی زبیر بن عَوام چه می گویی ؟ گفت : او مرد شجاعی است، ولی بسیار بخیل است. مردی بد خُو و مفسد است، که گاهی انسان و گاهی کافر است. در مورد سعد وقّاص گفت : مردی متکبّر و متعصب است و به کار خلافت نمی آید. ابن عبّاس گفت : در مورد عبدالرّحمن نظرت چیست ؟ عُمَر گفت : او مرد ضعیف القلبی است. عُمَر هنگام مرگ امر خلافت را به شوری واگذار کرد و ابوطلحه انصاری را طلبید و به او گفت : بعد از مرگ من با پنجاه نفر از انصار با شمشیر های کشیده شش نفر را در خانه عایشه حاضر کنید : علی بن ابی طالب علیه السلام، عثمان، طلحه. زبیر، سعد بن ابی وقّاص، عبدالرّحمن بن عوف. آنگاه سه روز آنها را مهلت دهید، و بعد از آن اگر چهار یا پنج نفر بر نظری متّفق شدند و دو یا یک نفر مخالفان آنان بودند، مخالفین را به قتل برسانید، و اگر سه نفر نظری داشتند سه نفر نظر دیگری داشتند، آن طرف که عبدالرّحمن بن عوف در اوست مقدّم بدارید و سه نفر دیگر را گردن بزنید و اگر بعد از سه روز بر امری اتّفاق نکردند، هر شش نفر را گردن بزنید. ← شوری بعد از مرگ عُمَر بعد از مرگ عُمَر شوری در خانه عایشه تشکیل شد، و زبیر بن عوام پسر صفیّه حق خود را به پسر دایی خود امیر المؤمنین علیه السلام بخشید ! طلحة بن عبیدالله هم حقّ خود را به عثمان بخشید !! سعد بن ابی وقّاص هم حقّ خود را به عبد الرّحمن بن عوف بخشید. عبدالرّحمن به مسجد آمد و در جمع اصحاب به امیر المؤمنین علیه السلام عرض کرد : من بیعت می کنم با شما به این شرط که عمل کنی به کتاب خدا و سنّت پیامبر صلّی الله علیه و آله و روش ابوبکر و عُمَر ! امیر المؤمنین علیه السلام فرمودند : بلکه طبق کتاب خدا و سنّت پیامبر صلّی الله علیه و آله اجتهاد و رای خود عمل می کنم. عبدالرّحمن این کلمات را سه بار به عثمان گفت، و عثمان قبول کرد. بار سوّم عبدالرّحمن با عثمان بیعت کرد و دیگران هم بیعت کردند، غیر از بنی هاشم و جمعی از بزرگان صحابه مثل عمّار بن یاسر و مقداد بن أسود که بیعت نکردند. (14) اینک جا دارد چند سوُال مطرح شود : عُمَر در دوران جوانی به چه کاری مشغول بوده و در سفرهای تجارتی چه شغلی داشته است ؟ در جنگ حدیبیه و جاهای دیگر چه کسی به پیامبر صلّی الله علیه و آله اعتراض کرد ؟ چه کسی نسبت هذیان به پیامبر صلّی الله علیه و آله داد ؟ چه کسی در خانه امیر المؤمنین علیه السلام را آتش زد و گفت : «قصد دارم خانه را با اهلش بسوزانم، اگر چه فاطمه در آن باشد» ؟ چه کسی مُحسن بن علی علیه السلام را کشت؟ چه کسی به قُنفُذ دستور داد تا به دختر پیامبر صلّی الله علیه و آله تازیانه بزند ؟ (15) چه کسی ابوبکر را به غصب فدک ترغیب کرد و شهادت امیر المؤمنین علیه السلام و امّ ایمن و حسنین علیهما السلام را رد کرد ؟ چه کسی قباله ی فدک را از حضرت صدیقه علیها السلام گرفت و جسارت به صورت مبارک آن حضرت کرد ؟ اوّلین کسی که دست روی دست گذاشتن را احداث کرد که بود ؟ اوّلین کسی که خلافت را به شوری حواله نمود چه کسی بود ؟ اوّلین کسی که با همراهی ابوبکر سهم ذوی القربی را نداد چه کسی بود ؟ اوّلین کسی که روز عید غدیر با علی بن ابی طالب علیه السلام بیعت کرد و گفت : «بخ بخ یا بن ابی طالب، اصبحت مولای و مولی کل موُمن و موُمنة» چه کسی بود ؟ اوّلین کسی که از کوزه نصاری وضو گرفت و آنها پاک می دانست چه کسی بود ؟ اوّلین کسی که شهادت مملوک را از درجه ی اعتبار ساقط کرد چه کسی بود ؟ اوّلین کسی که متعه حجّ و متعه نساء را حرام کرد چه کسی بود ؟ (16) 📚 منابع : 13. الغدیر : ج 5، ص 364، ج 7، ص 144. و ... . 14. بحار الانوار : ج 31، ص 60، 407 _ 315، ج 38، ص 177. و ... . 15. کتاب سلیم بن قیس هلالی رحمه الله. و ... . 16. الغدیر : ج 6، ص 213 _ 198. ...