6.6M حجم رسانه بالاست
از کلید مشاهده در ایتا استفاده کنید
شنیدنها که مارا بجایی نمیرساندما تابشهادت‌هایمان قیام نکنیم و حرکت نکنیم، به جایی نمیرسیم. انسان میداند واقعا یک مطالبی را نمیتواند عمل کند. این دلیل اینست کمر محکم نیست؛ عشق به باربری هست، ولی بار را نمیتواند تحمل کند، بار بیش از ظرفیت است اینست که هرچه دور هم جمع شویم، مطالب هم روشن شود، بار‌ها هم دسته‏‌بندی میشود، میداند آدم، باید این بار‌ها را بردارد، عشق به برداشتن هم دارد، ولی هنوز نرفته تحصیل قدرت کند. اصلا این تکلیفش نبوده اینجا بیاید بنشیند راجع به بسته‏‌بندیِ بار‌ها بحث کند این باید میرفت ورزش میکرد قدرت پیدا کردورزشش از کار‌های جزئی شروع میشود؛ بایک نرمش‌های ابتدایی ست که آن قدرتها در وجودش زنده بشودآن کار‌ها را باید شروع میکرد نکرده میخواهد یهو دویست‌کیلو بار را برداردمثقال مثقال باید وزنه را زیاد کرد و پیش رفت همینطور جمع میشویم دور هم، یک چیزهایی میگوییم، واقعاً شور پیدا می‌کنیم و میخواهیم عمل کنیم، نمیتوانیم؛ چرا چون این شور، هنوز با آن ایجادِ آمادگی همراه نشده اینست که میبینید راکدید بعداز اینهمه مطالبی که میدانید، بعداین آگاهیها، بعدحتی این عشقی که دارید، واقعا عاشق هستید! این بخاطر اینست که پاها را تهیه نکردی ممانعها بزرگتر ازپا‌های ماهستندمانمیرویم نردبان هم تهیه کنیم هی میایستیم پای مانع سینه میزنیم! سی سال دیگر هم میمانیم اینجاست که باید با کمر را آماده کرد تابتواند بار‌ها را بردارد لزومی ندارد ما یکدفعه یک کار‌های بزرگ بزرگ انجام دهیم این هواست که ما میخواهیم فقط یکمرتبه، آنهم یک کار خیلی بزرگ انجام بدهیم. کارهای جزئی را به تدریج انجام استادعلی صفایی