✳️ گزیدۀ بیانات استاد صبوحی_سورۀ نحل_ جلسۀ ششم_ 29 فروردین ماه 98 ✳
* « وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ يَتَوَارَى مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ أَيُمْسِكُهُ عَلَى هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرَابِ أَلا سَاءَ مَا یَحْکُمُونَ» *
🔸 *آیا واقعاً همۀ اعراب جاهلی، دختران را زنده به گور میکردند؟!*
✅ ترجمه: «وقتی به یکی از آنها، بشارت دختردار شدن داده میشود، چهرهاش از ناراحتی تاریک میگردد در حالیکه خشم خود را فرو میخورد؛ از زشتی بشارتی که به او داده شده، از هموطنان خودش فراری میشود. با خود میپندارد آیا این نوزاد را با حقارت، نزد خود نگه دارد و یا او را در خاک پنهان کند؟! آگاه باشید که چه زشت است این حکمی که میکنند.»
✅ یک توضیحی من بدهم که این بحث روشن بشود. ببینید اعراب جاهلی معتقد نبودند که زن کلاً لازم نیست. هر چه دختر به دنیا آمد باید کشت؛ نه همچین چیزی نبوده. بالاخره زن که نباشد نسلشان منقرض می شود. *«بلکه تمایل به کشتن دختران، صفتی بود در اشراف و اعیان؛ معتقد بودند آن کسی که دختردار می شود، صلابت خانوادگی اش، بنیان و قوم و طایفه اش تضعیف می شود. چرا؟ چون فردا این دختر را دیگری به عقد خود در می آورد و میبرد!»*
✅ گویا خانواده های دیگر میآیند به منطقه او پیشروی و نفوذ میکنند. من هر چقدر می خواهم نفوذ کنم اشکال ندارد؛ دیگری دختردار شده من خوشحال می شوم و در دلم می گویم بدبخت دختردار شد! فردا ما دختر او را به عقد فرزند خود در میآوریم و جزیی از خانواده او را به قلمرو و خانواده خود اضافه می کنیم. اما اگر خودم دختردار شدم چی؟ من دارم ابزار توسعه دیگران را در خانه خودم پرورش می دهم و فردا میرود می شود همسر شخص دیگری.
✅ لذا این دختر برای او یک مایه ذلتی به حساب می آمد. گویا نمیتوانستند قبول کنند که مغلوب بشوند و دیگران در قلمروشان نافذ شوند و با فرزندان آنها نسل خودشان را توسعه بدهند. بحث نسبت دادن دخترها به خدا هم، از همین تفکر نشات میگیرد که در سورۀ نجم، مفصل توضیح دادیم. لذا خدا هم میفرماید: «آگاه باشید که چه زشت است این حکمی که میکنند».
*عضو کانال «جلسۀ هفتگی» هیات قرآن و ولایت شوید* 👇 👇 👇
*
@HEIAT_TADABBOR*