ماجرای یک رأی که باعث مظلومیت بیشتر امام علی(ع) وجامعه مسلمین شد. همه این اتفاقات نتیجه رأی تو بود به سفارش عمر در انتخاب خلیفه سوم ، بین شورایی ۶نفره رأی گیری شد و چون آرا مساوی شد ، ختم کلام و نقش تعیین‌ کننده برعهده عبدالرحمان بن عوف بود یعنی او حق «وتو» داشت وبه هرکسی رأی می‌داد، همو خلیفه مسلمین می‌شد! عبدالرحمن ابتدا نزد مولا امیرالمومنین آمد و گفت به شرط ((عمل به قرآن)) و ((سنت پیامبر)) و ((سیره شیخین)) به تو رأی می دهم و تو خلیفه خواهی شد امیرالمومنین فقط عمل به قرآن و سنت پیامبر(ص) را قبول کرد و عمل به سیره شیخین (ابابکر وعمر) را نپذیرفت. پس عبدالرحمن به سراغ عثمان رفت و او هر ۳شرط را بی درنگ پذیرفت بعد از آنکه عثمان خلیفه شد فوراً بنی‌امیه را بر امور مسلمانان مسلط کرد به گونه‌ای که حضرت امیر در تعبیری می‌فرمایند: بنی امیه چونان شتران گرسنه که به علفهای بهاری رو می آورند بر بیت‌المال مسلمین چیره گشتند. در نتیجه در زمان خلافت عثمان خیلی مشکلات و بلاها به سر جامعه پهناور اسلام آمد تا جایی که مردم علیه او شورش کردند و به رغم مخالفت و حتی مقابله امیرالمومنین، عثمان در آن شورش کشته شد نکته: قبل ازشورش عده‌ای از اصحاب رفتند که عثمان را نصیحت کنند مثل ابوذر، عبدالله بن مسعود و خود عبدالرحمن بن عوف، که خلیفه باهر کدام به نحوی برخورد ناشایست کرد. ابوذر را تبعید کرد، عبدالرحمن ابن عوف را کتک زد و بیرون کرد و... بعداً عثمان برای دلجویی به عیادت عبدالرحمن رفت که عبدالرحمن از او روی برگرداند و گفت: «مابه تو رأی ندادیم که با جامعه مسلمین این کارها را بکنی، قرار ما این نبود. در ادامه امیرالمومنین به عیادت عبدالرحمن رفته وانتخاب غلط او را یادآور شده و فرمودند: همه این اتفاقات نتیجه رأی تو بود عبدالرحمن گفت: من پشیمانم و از رأی خود به خلیفه روی گردانم و راضی به هیچیک از اقدامات وی نیستم. مولا علی علیه‌السلام دربیان اینکه پشیمانی دیگر فایده ندارد، فرمودند: تو در تمام اقدامات او شریکی! چه بخواهی! چه نخواهی انتخابات مهمی پیش رو داریم فراموش نکنیم که: رأی ما مسئولیت آور است. پس با آگاهی و بصیرت رای بدهیم.