نیویورکتایمز در پیامی توئیتری نوشت:
«مراسم تشییع سردار سلیمانی در تهران آغاز شد. میلیونها نفر در خیابانها هستند. دریای بیپایان مردم از ساعت ۶ صبح [به خیابانها آمدهاند]. در ۲۵ سال گذشته هرگز چنین مراسمی دیده نشده است.» 5
نیویورک تایمز در صفحه اول خود اینگونه تیتر زده بود:
«میلیونها نفر در خیابانهای تهران برای تشییع سلیمانی راهپیمایی کردند.» 6
و CNN هم در صفحه اینستاگرام خود نوشت:
«... خیابانهای پایتخت ایران روز دوشنبه از عزادارانی که نسبت به ژنرال سلیمانی ابراز احترام میکردند، قفل شده بود...» 7
شبکه آمریکایی abc در برنامه «صبح به خیر آمریکا» روز 6 ژانویه 2020 (16 دی ماه 1398) که توسط مجری اش «رابین رابرتز» اجرا میشد از خبرنگارش «مارتا راداتز» از تهران درباره مراسم تشییع پیکرهای سردار سلیمانی و یارانش پرسید:
«... رابین رابرتز: گروه ما فعالیتش را از واشنگتن تا تهران گسترش داده، «مارتا» با آخرین اخبار در تهران حضور دارد. صبح بخیر مارتا!
مارتا راداتز: صبح به خیر رابین، من قبلا در میان تظاهرات ضدآمریکایی ایران بودم اما هیچ کدام شبیه این نبودند. آمیزهای نیرومند از خشم همراه با فریادهای مرگ بر آمریکا در خیابانهای اطراف ما طنینانداز میشد... امروز صبح عزاداران خیابانهای پایتخت ایران، تهران را برای شرکت در مراسم تشییع پیکر ژنرال سلیمانی پر کرده بودند که توسط پهپادهای آمریکایی، هفته گذشته کشته شد. تصاویر ضبط شده محلی، اقیانوسی از ایرانیان را به نمایش میگذارد که خیابانها را بستهاند تا احترام خود را به او نشان دهند. طبق اظهار نظر بسیاری از افراد اینجا ترامپ اشتباه بزرگی کرد. آنها میگویند که او قهرمان ما را کشت...تصاویر ژنرال سلیمانی همه جا هست، پیامدهای کشته شدن او بسیار عمیق است، اجتماعی که اینجا حضور دارد، بسیار بزرگ و احساسی است، اینجا اشکهای فراوانی ریخته میشود و تابلوهای فراوانی با تصاویر ژنرال سلیمانی وجود دارد و البته پیامها بسیار روشن هستند: این مردم خواهان انتقامند...»
گزارشگر بیبیسی فارسی که کاملا تحت تاثیر حضور دهها میلیون نفری برای بدرقه سردار دلها و یارانش قرار گرفته بود، در انتقاد به عمل تروریستی آمریکا و توضیح موقعیت فوق گفت:
«... آنها جامعه ایرانی را نمیشناسند، در ایران روی یکسری از مسائل، جامعه مثل دریا، یکپارچه و قدرتمند میشود. سردار سلیمانی واجد دو عنصر بسیار بسیار مهم در جامعه ایرانی بود؛ هم هویت ملی داشت و هم هویت اسلامی و اصلا ترور ایشان با آن وضعیتی که اتفاق افتاد، به دست آمریکا و به دستور مستقیم رئیسجمهوری آمریکا، یک صحنه حماسی بسیار عمیقی را در ذهن ملت ترسیم کرد و روی بسیاری از عناصر و ارزشهای هویتی ایرانیها دست گذاشت. این واکنش مردم و این هماهنگی و اتحاد، مسلما برای آمریکا پیشبینی نمیشد. الان در شرایطی هستیم که حتی اگر دولت و یا حتی اگر مجموعه حاکمیت قصد سازش یا مذاکره و یا هرگونه تعامل غیرسخت و خشن با آمریکا در این موضوع داشته باشد، مردم اجازه نمیدهند. یعنی این تبدیل شده به یک مطالبه گسترده که عملیات تروریستی آمریکا یک جواب و پاسخ درخوری میخواهد...» 8
مایکل مور، فیلمساز آمریکایی هم که پس از ترور و شهادت سردار سلیمانی، پست اعتراضی و کنایهآمیزی خطاب به سردمداران آمریکا نوشته بود، از مراسم پرشکوه تشییع پیکرهای سردار شهید و یارانش، شگفتزده شده، در صفحه شخصیاش نوشت:
«... شگفتانگیز است. آیا یک ژنرال آمریکایی هست که میلیونها نفر از ما در تشییع جنازهاش شرکت کنیم؟ سگ دیوانه (لقب جیمز متیس)؟ کِلی؟ کالین پاول؟ ویلیام وستمورلند؟ آیا اصلاً کسی نام رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح را میداند؟ از تمام کسانی که به ما خدمت میکنند حمایت میکنیم اما مانند این (تشییع پیکر شهید سلیمانی) به خیابانها میریزیم؟...»9
در بخشی از کتاب «داغ دلربا» نوشته ميثم اميري که به مراسم فوق در ديماه 98 در شهرهاي مختلف کشور پرداخته و مخاطب را با خود در اين سفرها همراه ميکند، اینچنین گزارش داده شده:
«... بامداد جمعه، سيزده دي 1398، سردار را زدند. صبحش، مردم کرمان ريختند بيرون. دو دست روي پيشاني گذاشتند و روي جدول کنار خيابان نشستند و گريستند. صداي عبدالباسط، با سوز بامدادي کوير آميخته ميشد. خانهها، درد و تحيّر کرمانيها را تاب نداشت. آسمان شهر، سکوت کوير را نميخواست؛ سرمايش را ميخواست.
سردار، پنج روز از اهواز تا کرمان، روي دست ايرانيان بود؛ دستهاي گرم و پينه بسته؛ دستهاي ظريف و ورزيده؛ دستهاي پرچروک و کودکانه. اين دستها- دستهاي همه ملت ايران- حلقه و پروانه شد. سردار، در کانون اين حلقه بود. حلقه، مهر ديد و مهر ريخت؛ غم ديد و گريه کرد؛ شعر خواند و دندان ساييد؛ لبخند زد و حماسه سرود؛ داغ ديد... و داغ ديد...»10
___________________
1- خطبههای نماز جمعه