تان نداشته و استانداری با مدیریت ایشان فاقد جهت گیری و برنامه های جهادی و انقلابی مد نظرنظام اسلامی است و بنابه اذعان تمامی صاحب نظران، نظام اجرایی این استان به انقباض سیستمی رسیده، بطوری که در بعد از انقلاب اسلامی و درهیچ دولتی تا این حد پس رفت نداشته است.مصداق: در بحران های یک سال اخیر در استان بویژه سیل سال جاری که تنها یک روستا (آهنگران) را درگیر نمود، سوء تدبیر او با اعتراضات گسترده مردم، دستگاه های اجرای و رسانه جمعی مواجه گردید یا در اغتشات اخیر، عملکرد ایشان با حیرت و مخالفت جدی تمامی نمایندگان مردم استان در مجلس شورای اسلامی و اعضای شورای تامین قرار گرفته است. چرا که استان نه طرح جامع امنیتی و نه تعاملی با احزاب و گروه های اجتماعی و سیاسی موثر داشته و نه شناختی و اشرافیتی در مدیریت و کنترل جریانات سیاسی و امنیتی حاکم بر این اغتشاشات دارد. یا موارد دیگری همچون: عدم مدیریت و راهبری پروژه 8100 واحدی ساخت مسکن در اراک با پیمانکاری شرکت کیسون که به رغم گذشت 2 سال از کلنگ زنی آن عملا تعطیل بوده و پیشرفت محسوسی نداشته و بی تردید در آینده نزدیک با اعتراضات سرمایه گذاران که از اقشار ضعیف جامعه هستند مواجه و به بحران اجتماعی تبدیل خواهد شد و موارد عدیده دیگر.
۵- انتصابات در دستگاه های اجرایی حدیث مفصلی می طلبد. شایسته گزینی و انتخاب مدیران اصلح و نیروهای توانا در فرهنگ سازمانی آقای استاندار جایگاهی ندارد و در نتیجه بکارگیری نیروهای غیرحرفهای و با کمترین سابقه مدیریتی و اجرایی که اغلب آنان صرفا به جهت دوستی و همکلاسی با آقای استاندار یا معاون توسعه مدیریت و منابع او انتخاب و به وزرای دولت تحمیل گردیده که این تغییرات مدیریتی برمبنای رفیق سالاری، عملا نظام اجرایی استان را به بن بست کشانده و کارکنان و دلسوزان نظام دراین شرایط هیچ چشم اندازی برای آینده متصور نیستند و نا امیدی و بی تفاوتی کارکنان دستگاههای اجرایی به مقوله ای تبدیل شده که نه تنها مردم امید تحقق سیاستها وبرنامه های دولت سیزدهم را از دست داده اند، بلکه نگرانی ، دغدغه و نارضایتی از عملکرد دولت آنان را به ستوه آورده است.نظیر: مدیران کل: بهزیستی- شرکتهای آب و فاضلاب، توزیع نیروی برق، شهرک های صنعتی- فرهنگ و ارشاد اسلامی- دانشگاه اراک- دانشگاه پیام نور- صمت- راه و شهرسازی- آموزش و پرورش و...
۶- سوء عملکرد آقا
ی استاندار، تمامی نیروهای ارزشی ، دلسوزان و حامیان نظام، نخبگان وهمه کنشگران اجتماعی را به صدا در آورده ، به گونه ای که در تمامی محافل خصوصی و عمومی، رسانه های اجتماعی و... ناکارآمدی مدیریت ارشد استان به گفتمان رایج تبدیل شده است.
۷-ایشان در طول این مدت نتوانست هیچ فهم مشترک و تعاملی را با احزاب، نهادهای اجتماعی ، اصحاب رسانه ، روحانیت، هنرمندان و سایر گروه های موثر اجتماعی برقرار نماید. ضعف ارتباطی ایشان به گروه های اجتماعی خلاصه نمی شود و حتی تاکنون نتوانسته یک نشست عمومی با کارکنان استانداری برگزارنماید و از برقراری ارتباط و ایجاد فهم مشترک و تببین برنامه های خود برای مجموعه استانداری نیزعاجز بوده است.
۸-فضای دانشگاه ها و اساتید، به شدت از عملکرد آقای مخلص الائمه نارضایتی داشته و فرهیختگان ، ایثارگران، خانوادههای معظم شهدا ، بسیجیان ، فرهنگیان ، اصناف ، صنعتگران و... ایشان را فاقد درک مدیریتی در قامت استاندار نظام اسلامی می دانند.
۹-عدم تشکیل مستمر جلسات بسیاری از شوراها و کارگروه های مهم استان همچنین شورای فرهنگی عمومی، شورای آموزش و پرورش ، شورای راهبری توسعه مدیریت و ده ها شورا و نهاد هماهنگی و سیاستگزاری دیگر،عملاً پیشبرد برنامه های دستگاه های اجرای را مختل نموده و بی نظمی و ناتوانی ایشان در اداره جلسات زبان زد عام و خاص شده است.
۱۰- بی تدبیری ایشان و معاونین و مدیران ستادی ناکارآمد او، نظارت و روند سنجش فعالیت دستگاه های اجرایی را در استان تعلیق نموده و عملاً ادارات ، فرمانداری ها، بخشداری ها و... به حال خود رها شده اند و پاسخگویی و مسئولیت پذیری به حداقل سطح خود در استان رسیده است و آثار سوء عدم تبعیت ازسیاست ها و برنامههای نظام به دغدغه دلسوزان نظام تبدیل شده است.
۱۱- ناتوانی و ویژگی های شخصیتی و رفتاری آقای مخلص الائمه زمینه ای را فراهم کرده که معاون توسعه مدیریت و منابع استانداری (آقای آل یاسین) که یک چهره رادیکال، کینه جو و...شناخته می شود صرفا به جهت همکلاس بودن با آقای استاندار، تمامی عنان و اختیار او را قبضه کرده و به استاندار در سایه شهرت یابد و تمامی کارکنان استانداری و دستگاه های اجرایی به این باور رسیده اند که آقای استاندار بدون اذن او هیچ تصمیمی نمی گیرد. در چنین شرایطی آقای آل یاسین تمامی مقدرات استان را بدست گرفته و به ناکجاآباد سوق می دهد
باعنایت به موارد مطروحه و به منظور برون رف