◼️برخاستن بوی الرحمن اغتشاش:فتحالفتوح اجتماعات مؤمنانه
✍مهدی جمشیدی
◾️۱. طرح اغتشاش و تروریسم شهری، شکست خورد. امشب، بیستوششم اسفند باید همۀ نیروها و جریانهای معارض و ضدانقلاب، تجمیع میشدند و در پوشش انقلاب ملی و با هدف سرنگونی جمهوری اسلامی به خیابان میآمدند، اما چنین نشد. همۀ مناطق و محلههای تهران در آرامش و امنیت بودند و هیچ صدایی از وطنفروشان و مزدوران برنخاست.
◾️از بعدازظهر به این سو، نیروهای بسیجی به خیابان آمدند و پیشاپیش، موقعیت و فضای شهر را در دست گرفتند. این حضور، یادآور کارنامۀ کمیتههای انقلاب اسلامی در دهۀ شصت بود. بهراستی، تهران به دهۀ شصت و اقتدار امّت حزبالله بازگشت. تعبیر امّت حزبالله، اشاره به ریشه و خاستگاه اجتماعی این وضع است؛ آنچه که در خیابانهای تهران میبینیم، خود جامعه است و نه حاکمیت. این فضای حماسی و مقاومتی، از عمق ارادۀ جمعی جوشیده است که ماهیت و منطق دینی دارد. دین، تمامیت هویت ایرانیان معاصر است و این هویت غالب و غنی، دوباره به میدان آمده و بسیج اجتماعی در وضع جنگی تولید کرده است.
◾️۲. این بضاعت حماسی و انقلابی، در متن جامعه وجود داشته و در پی موقعیتی بوده که اینگونه خودش را نمایان سازد. مؤمنان وفادار و شهادتطلب، در زیر بمباران شهری به خیابان و میدان آمدند تا مبادا نیروهای اغتشاش، امکان و مجال بیابند. جنگ، ظرفیت و استعداد حماسی جامعه را فعلیت بخشیده و این به معنی برکات و حسنات جنگ است. جنگ، حقایق مکتوم و باطن نهفتۀ جامعه را عیان کرده و بدنه و عقبۀ اجتماعی آرمانگرایی انقلابی را متجلّی کرده است. بدیهی است که از دشمن در برابر این اجتماعات انبوه و خودجوش و ایمانی، کاری ساخته نیست.
◾️جامعه نشان داد که سخن رهبر شهید، صواب و صادق است؛ جمهوری اسلامی، همان مردم است. شکاف و تضادی در میان نیست و اینک جامعه، در کنار حاکمیت ایستاده است و به مقاومت، باور و ایمان دارد. مقاومت، نهفقط نظریۀ جمهوری اسلامی، بلکه انتخاب مؤمنانۀ جامعۀ ایران است. این واقعیت اجتماعی، حاجت به نظرسنجی ندارد، بلکه در خیابانها و میدانها، منکشف شده است. باید چشم گشود و غلیان و جنبش ایمانی ایرانیان را مشاهده کرد. هیچ نیرویی در میان نیست که بتواند این ارادۀ تاریخی را درهمبشکند و مردم را از خیابانها براند و آنها را وادار به تسلیم کند.
◾️۳. هیچ خبری از جنگ شهری نیست؛ تروریسم وارداتی، فلج شده و اغتشاش به لانه خزیده است. دو هفته است که جامعۀ ایران، خیاباننشین شده و در مواجهه با انفجارهای شهری، نمیهراسد و از خیابان نمیگریزد. آنچه ایرانیان را در خیابان نگاه داشته و بیم و خوف را از آنها ربوده، تعلّقخاطر به عاشوراست؛ چنانکه حاجقاسم در بیانی موجز و باطنبینانه، مردمان اینجا را ملّت امام حسین ـ علیهالسلام ـ خواند. حقیقت نیز جز این نیست که در عمق روح جمعی ایرانیان، ارادت به اسلام شیعی موج میزند و این ارادت دیرینه و راسخ، در تنشها و تلاطمها بیشتر نمایان میشود.
◾️بر این اساس است که مردم در اجتماعات مؤمنانۀ شبانه، هراسی از وضع جنگی ندارند و از خانه به خیابان میآیند و فاتحانه و حماسی فریاد برمیآورند. ما با یک تاریخ قدسی مواجه هستیم که در این لحظهها، ناگهان میخروشد و اقتدار و عظمت خویش را محسوس میسازد.
◾️۴. اینچنین است که نیروهای اغتشاش و تروریستهای شهری، به صحنه نیامدند و پنهان ماندند. مردم، امکان اغتشاش را برچیدند و این کاری بود که تنها از خود مردم برمیآمد. لایۀ ایمانی جامعه باید نشان میداد که هیچ گامی به عقب برنداشته و به تسلیم رو نیاورده و دچار ضعف و سستی نشده است. این ظهورات ایمانی و انقلابی، کار جنگ شهری را بساخت و زمینۀ آن را برچید. اینک تهران، یکپارچه و مقتدرانه، در اختیار امّت حزبالله است. خیابان در امنوامان است؛ باید در میدان، آمریکا را فراری داد و دولت صهیونی را ساقط کرد.
◾️اینک زمانۀ پیچ تاریخی است؛ میتوان از این منازعه، فتح تاریخی را رقم زد و آرمانهای معلّق را یکباره، تحقّق بخشید. این فضا، آغشته به نفحۀ قدسی است که تولّد تاریخ ظهور را شتاب میبخشد.
◾️هنگامۀ چرخشهای بزرگ است؛ شیطان بزرگ در بستر احتضار افتاده است و غدۀ سرطانی، در معرض فروپاشی است. همهچیز، مهیای اتفاق آخرالزمانی است؛ آن هم به دست شیعیان علی ـ علیهالسلام ـ در ایران. تاریخ، دو تکه شده است و در یک طرف، ایران ایستاده است. طرف درست تاریخ، فقطوفقط، اینجاست؛ جایی که پرچم عقل ایمانی و حماسی برافراشته است. نهتنها ترامپ و آمریکا، بلکه تمامیت تمدّن غربی در سراشیبی افول و انحطاط افتاده است. گویا تاریخ انقلابی، چند قدمی با تاریخ نهایی فاصله دارد.