🟠خواستن؛
خود نیز توانستن است!
🔸1_ بعضی از بازنشستگان در گروهها با خواندن هر مطلب در دفاع از حق قانونی برآشفته شده، گاهی هم زبان به تندی و... میگشایند که؛ نباید بنویسید، نباید بخواهید و... با این استدلال که؛ همه را نمایندگان مجلس میدانند و آنها را از زبان بازنشستگان حوزهی انتخابیهشان، از نزدیک شنیده و به دلیل فعالیت و مسئولیت قانونگذاری و نظارتی که بر اجرا دارند، حتی اطلاعات بیشتری نسبت به ما دارند که کدام قانون، کجا و چرا تاکنون اجرا نشده یا اجرا شده، ولی مطلوب و کامل نبوده یا تبعیضآمیز انجام شده یا برخی دستگاهها خوب انجام داده و بعضی دیگر به علت مدیریت ضعیف یا کمبود اعتبار موفق نبودهاند. و نمایندگان، قانوناً اجازهی چون و چرا در کلیه مسائل و اتفاقات کشور را داشته و میتوانند نه تنها به وزیران کابینه برای عدم توجه به اجرای قانون تذکر داده و فرایند استیضاح را کامل کنند، بلکه حتی رییس جمهور را هم به مجلس فرا خوانده و در این خصوص مورد پرسش قرار دهند. خلاصه شکل و فرایند کار به گونهای است که؛ هر جا بخواهند انجام میدهند و هر جا نیز به هر دلیل یا بهانه معتقد به انجام نباشند، مثنوی هفت من کاغذ هم که بنویسید و هزاران بار نیز مادهی 30 قانون برنامهی ششم به آنان یادآوری شود، باز هم تاثیری در توجه نمودنشان نخواهد داشت و هکذا...!
🔸2_ راستش؛ از یک زاویه که به ماجرا نگاه میکنم، میبینم؛ تمامی این گفتهها و درددلها که مکرر در واکنش به خواستههای مکتوب صنفی نوشته میشود، البته بدون آن تندزبانیها که به هیچ وجه پذیرفتنی و مورد هیچ عقل سلیم و سلامت نفس و روح و روانی نبوده و در همه جا نیز مردود است. همه سخن حقاند و من نیز میبایست اضافه کنم که؛ مگر میشود، نمایندهای مثلا مانند؛ آقای حاج بابایی که دائماً یکی از کرسیهای مجلس و ریاست یکی از مهمترین و تعیینکنندهترین کمیسیونهای آنرا را در اختیار دارد و فراتر از این؛ ریاست کمیسیون تلفیق بودجهی به آن مهمی نیز در اختیار اوست و همچنین از "میم متناسبسازی تا یای آخرش" را نیز بیشتر از هر کسی در این کشور از بر است و بارها در مجلس و هر دو کمیسیون و جلسات خصوصی آنرا مرتب زیر رو کرده، باز هم منتظر و نیازمند این باشد تا بنده و امثال بنده این مواد قانونی را که خودش در فرایند تصویبشان دخالت مستقیم داشته و هم کاملا واقف است که مسئولیت مستقیم نظارت تا پایان اجرا را بر عهده دارد، یادآوری و گوشزد نماییم؟!
🔸3_ باور کنید؛ بارها شده، چند روز با خود کلنجار رفته، قلم را زمین گذاشته و بر استدلال این دوستان که خیرخواهی بسیاریشان بر من کاملا مسجل و در صداقت و دلسوزیشان هیچگونه شک و شبهای ندارم، در دل و ذهن و باور خویش مهر تایید زدهام. اما باز به قانون که مینگرم و وضع معیشتی خودم را که برانداز کرده و بعضاً به دریافتی بافاصلهی زیاد افراد مشابهم در دستگاههای مشابه که توجه مینمایم، حتی همین شاغلین در دستگاه خودم(با عرض پوزش از همکاران عزیز شاغل که باور داشته باشند به هیچ وجه نسبت به دریافتی آنان ناراضی نیستم، بلکه حتی بارها در نوشتههایم و با استدلال منطقی خوشحالی خودم را نیز ابراز کردهام)، باز هم قلم را برداشته و مودبانه و منصفانه و با ادبیات و از زوایای دیگر مینویسم، با این استدلال که؛ درست است که نمایندگان مجلس بسیارش را میدانند، اما چنانچه حجم درخواستها و تعداد آنها بیشتر باشد، همین اتفاق، دست و انگیزهشان را برای پیگیری بازتر و قویتر مینماید.
🔸4_ وانگهی ما نیز جدای از نمایندگان، مسئولیت نانوشتهای داریم که حق قانونیمان را در چهارچوب قانون کشور خواسته و تا دستیابی مطلوب، آنرا مجدانه دنبال کنیم. مطالبهگری قانونی در تمامی جهان مرسوم و چیز عجیب و باطل و خطایی نیست. خواستن و مطالبه کردن درست و منطقی در خون انسانهاست و این کشش کاملاً درونی و طبیعی است و لذا میشود گفت؛ آنانی که همواره ساکت و فراتر از آن، دیگران را به چنین سکوتی ترغیب نموده و از دیدن و شنیدن هر نوع مطالبهگری، چنانچه در مطلع مطلب آوردهام، برآشفته شده و زبان به بدی میگشایند، بهتر است فکری بحال این نقصان در وجودشان بنمایند. همه این کلام زیبا و اثرگذار را بارها شنیدهایم که؛" خواستن توانستن است". یعنی؛ امر مطالبهگری، خود بخش زیادی از راه و هدفی است که باید دنبال شود. بنابراین بجای دعوت دیگران به نگفتن و نخواستن، همیشه میبایست عالمانه و مستمر حق قانونیمان را مطالبه نماییم!
وَالعاقِبَةُ لِلتّقوی وَاَهلِ الیَقین 1401/8/19
💥بازنشستگان شریف و بزرگوار، چنانچه این مطلب را میپسندید، با پرهیز از هرگونه اصلاح یا تغییر، حداقل آنرا برای نمایندگان استانتان و همچنین اعضای کمیسیونهای اجتماعی و برنامه و بودجهی مجلس شورای اسلامی ارسال نمایید. سپاسگزارم
✍محمدسعید بهوندی، بازنشسته فرهنگی
🟠🟠🟠🟠🟠🟠🟠🟠🟠🟠
https://t.me/kanalk