گاهی آدم وسط شلوغی‌های دنیا یهو یادش می‌افتد یک نفر هست… یک عزیزِ پنهان، که نبودنش را بیشتر از بودنِ خیلی‌ها حس می‌کنی. اسمش امید می‌دهد، فکرش آرام می‌کند، و دلت را می‌برد به روزی که شب‌ها این‌قدر طولانی نیستند. گاهی فقط کافی‌ست چشم‌ها را ببندی و از ته دلت بگویی: آقا… ما هنوز منتظریم. نه از روی عادت؛ از روی دلتنگی.