✅ نقدی بر آخرین فیلم عبدالرضا کاهانی؛
📌«خانم یایا» یا نمایش کینه هایی از گذشته
🔺حسن قنبری: عبدالرضا کاهانی نام پر سر و صدای این روزهای سینمای ایران است و یا به نوعی هر زمان قرار بر ساخت و یا اکران فیلمی از او بوده نامش و منظور و هدفش از سینما با حواشی عجین بوده است که بخشی از این حواشی خودخواسته و از طرف و طریق او به دست محتوای آثارش بوده و بخش دیگری از حاشیه های ایجاد شده پیرامون فیلم ها و آثار او را مخاطبین سینما در جایگاه طرفدار و مخالفین کاهانی خلق کرده اند.
🔺کاهانی خانم یایا را با سه کمدین قدرتمند و محبوب این روزهای سینمای ایران در شهر پاتایا کشور تایلند کلید زده است ، فیلمی که به گفته سازندگانش و جملات روی پوسترها به هیچ وجه کمدی و برای خندیدن نیست؛ اما بر چه اساسی کاهانی با این کارنامه سینمایی خاص و منحصر به فرد دست به این کار می زند، بدون شک این فیلم و این حرکت و انتخاب هایش به زعم او و همکارانش یک اشتباه ، فریب مخاطب و یا یک انتحار حماقت آمیز نبوده و نیست؛ بدون شک کاهانی در سینمای ایران جایگاه فکری و هنری هم رده و همتراز سینماگرانی چون اصغر فرهادی و رضا میرکریمی و... را داراست ، البته با دیدگاه اجتماعی بسیار ضعیف تر و کنایه ها و طعنه های خود ساخته فراوان، در واقع خانم یایا حرف دل و یا درد دل های کاهانی است از آنچه بر وی رخ داده است که بدون شک مقصر این اتفاقات خود او و حواشی پیرامونی اش بوده اند.
🔺نمایش خانم یایا با زبان کینه و کنایه آغاز می شود و هدفش تسکینی است بر خاطرات تلخ عدم نمایش ساخته قبلی کاهانی یعنی ارادتمند، نازنین بهاره و تینا؛ خانم یایا طعنه و کنایه ای است اغراق آمیز و سیاه و سیاه نمایی تر شده و در لفافه از خُلقیات پست و طرز تفکر و فرهنگ مردم و سیاستمداران کشورش پس چه بستر روایی بهتر از بیان فیلمش در کشوری همچون تایلند و سرزمین رویاهای مسافران پر شور و هوسش در بیان طعنه و منظور سارنده اش؛ نام شهر پاتایا نخست چند نکته را در ذهن مخاطب باز سازی می کند و ترادف هایی آشنا با برخی از تفکرات و منش های انسانی دارد که وضوح آنها احتیاجی به بیانی بر آنها نمی گذارد و کاهانی نیز از این نکات استفاده ی چندانی نمی کند اما به واقع همین طرز تفکر و پیش زمینه را در خصوص اثرش در ناخودآگاه ذهن مخاطبینش قرار می دهد؛ اکنون این ناخوآگاه ساخته شده وی در اذهان مخاطبین را به سه نام کمدین محبوب و مشهور فیلمش با آن پوستر های خوش رنگ و لعاب و مخصوصا بازیگر زن فیلم بیفزایید ، مجموعه این ها یعنی تحریک مخاطب در انتخاب خانم یایا برای تماشا و سینما رفتن و شنیدن حرف و عقده گشایی استعاری کاهانی از افراد و اتفاقاتی که برایش بوقوع پیوسته است.
🔺دو باجناق کاسب و تقریبا سنتی پس از سفر کاری شان به شرق آسیا بجای بازگشت به کشور، عازم شهر پاتایا می شوند تا علاوه بر تفریح با زنی مرموز و ناشناس به نام یایا که از طریق فضای مجازی علاقمند او شده اند ملاقات داشته باشند، یایا در دو سوم از فیلم نمادی از شهروندان علاقمند به کشور خود است و برای صنعت گردشگری و توریسم کشورش و در جهت نمایش بهتر و جذاب تر تایلند و ایجاد خاطره ای خوش در اذهان مسافرین به کشور و شهرش پاتایا می کوشد، اما در یک سوم پایانی تحت تاثیر شخصیت عظیم با بازی امین حیایی تغییر چهره می دهد و به شخصیتی منفی تحت تاثیر تفکر سودجویانه و کینه توز یک ایرانی بدل می شود، ایرانی ای که طی عناد و دشمنی دو باجناق قدرتمند در صنف شغلی اش از کار بیکار شده است و قصد انتقامی کثیف را از آن ها دارد.
🔺شخصیت های ایرانی فیلم نماد پست ترین منش انسانی هستند که مجموع آنها را به کشور ایران و ایرانی بودنشان نسبت می دهد و این طمع و دغل بازی نسبت داده شده به ایرانی های را مُسری و خطرناک جلوه می دهد؛ اما بخش دیگر فیلم کاهانی که کمتر در مدیوم و ساختار های سینمایی روایت شده است؛ حسی است که او در دو شخصیت سنتی ایرانی اش با بازی حمید فرخ نژاد و رضا عطاران ایجاد می کند ، حس ترس و توهم، ترسی ناشی از عواقب و تفکرات مذهبی و در واقع ترس از واژه حیا که گاهی آن را می درد و گاهی هوشمندانه به آن باز می گردد تا طعنه های خودش را در بیان تزلزل شخصیت های مسلمان و ایرانی های در بند دین و مذهب هر چه بهتر به تصویر بکشد و در انتها نیز با دیالوگ های مابین دو مسافر ایرانی و مسئول هتل ، بلاهت و حماقت این شخصیت ها استعاری را به اوج خودش می رساند و تیر خلاص را به هدفش می زند.
🔺خانم یایا فاقد معیار های یک فیلم سینمایی است و اصلا در قد و بالای یک فیلم بلند سینمایی قابل اکران هم نمی گنجد اما بیان هدفش را بوسیله ابزار سینما بصورتی حرفه ای ابراز می کند هرچند بخشی از مخاطبین در نیمه نخست فیلم و تا پیش از ورود امین حیایی سالن های سینما را ترک کرده اند
🆔
@hvasl_ir