از سوال کردند : این حسن شهرت را از کجا آوردی ؟ ابوسعید گفت : شبی مادر از من آب خواست دقایقی طول کشید تا آب آوردم وقتی به کنارش رفتم خواب ، مادر را در ربوده بود دلم نیامد که بیدارش کنم به کنارش نشستم تا پگاه ... مادر چشمان خویش را باز کرد وقتی کاسه ی آب را در دستان من دید پی به ماجرا برد و گفت: فرزندم امیدوارم که نامت عالم‌گیر شود🍃 برای رفع گرفتاریهای دنیوی و اخروی تون فقط و فقط یک راه دارید اونم احترام و دست بوسی پدر و مادر و لاغیر...✨🌼 https://eitaa.com/joinchat/973471768C0596436751