⭕️ ناگفته‌هایی از حامد اصغری؛ محافظ شهید فخری زاده /بخش دوم ♨️ تا وقتی که ترور اتفاق افتاد، نمی‌دانستم دوباره پیش دکتر فخری‌زاده برگشته. انگار میزان تهدید ترور بالا رفته بود. به خصوص اینکه بعد از سرقت اسناد شورآباد، نتانیاهو تاکید زیادی روی اسم فخری‌زاده می‌کرد. خودِ شهید درخواست کرده بود که حامد برگردد؛ می‌گفتند حامد جزء ۵ محافظ اول ایران است. حتماً برای همین دوباره او را خواسته بود. چون خطر ترور هر لحظه نزدیک می‌شد. 🔻اما چندماه بیشتر نگذشت که آن اتفاق در هفتم آذر افتاد. تیربار پشت نیسان و تیرانداز از چشم‌ها پنهان و ۲۵۰ کیلوگرم تی‌ان‌تی که قرار بود تیر خلاص باشد. حامد خیلی سخت مجروح شد. دکتر توی بیمارستان بقیه‌ا… به او گفته بود اگر ورزشکار نبودی، همان‌جا تمام می‌کردی! اصلا کارت به بیمارستان نمی‌کشید! راست می‌گفت … حامد جودوکار بود. عضو تیم ملی جودو بود. 🔴 خلاصه؛ الان تقریبا یک‌سال از آن روزها می‌گذرد. من نظامی نیستم و خیلی چیزهای دنیای نظامی‌گری را نمی‌فهمم. فقط می‌دانم وقتی نخست‌وزیر ژاپن از کسی دعوت می‌کند که بیاید و مشاور امنیتی المپیک توکیو باشد، امیر قطر می‌گوید که بگویید فلانی بیاید و پلیس ما را آموزش بدهد، ماموران پلیس آمریکا او را حرفه‌ای خطاب و توپ بسکتبالی را امضا می‌کنند و به محافظ وزیر خارجه جمهوری اسلامی هدیه می‌دهند، وقتی حاج قاسمِ شهید دنبال این بود که حامد را پیشِ خودش ببرد، حتما این آدم کارش را بلد است. بقیه موارد به کنار، همین مورد آخر و قصه حاج قاسم برای من حجت است. 💢 حامد این روزها کم‌حرف‌تر شده. آخرین بار، محرم امسال حوالی خانه‌اش او را دیدم. شبیه قهرمانِ آن جنگ تمام عیار که پسر شهید فخری‌زاده گفت، نبود. آب رفته بود. شبیه بازنشسته‌ها شده بود. چند جمله بیشتر نگفت. من هم بیشتر نپرسیدم. گفت: 🔻«من کارم را درست انجام دادم. آخرین کاری که می‌توانستم بکنم این بود که سپر شخصیت بشوم تا گلوله‌ها به من بخورد. همین. ما برای همه‌جور تهدید و سناریویی آماده بودیم اما این روش، هیچ وقت قبلا اتفاق نیفتاده بود!» ‼️می‌دانم که حامد اصغری یک‌سال گذشته را سرِ کار نرفته. اما چرای‌ش را نمی‌دانم. برای من که از نزدیک می‌شناسمش، کاری که کرد قهرمانانه بود. حداقل چیزی که نشان داد این بود که اگر اسرائیلی‌ها از لایه‌های مختلف بگذرند و به هدف‌شان برسند، آدم‌هایی هستند که کارشان را درست انجام بدهند. شاید همسر و دو پسر کوچک داشته باشد اما موقعی که باید سپر شود، این کار را می‌کند. دوست دارم آن‌هایی که مسئول هستند، اجازه بدهند که من با حامد اصغری مصاحبه کنم و از آن روزی که بر آن‌ها گذشت، فیلم مستندی برای مردم بسازم که او را بهتر بشناسند. این موضوع ذهن‌م را به خودش مشغول کرده. از پارسال تا همین امروز که این یادداشت را می‌نویسم، این جمله حاج حیدر ذبیحیِ بادیگارد توی گوشم زنگ می‌زند: «من آمدم از شخصیت نظام دفاع کنم…..» @iran_onlin_ir