📝حکایت
💠 مرد مسیحی به امام باقر علیه السلام رسید و به صورت تمسخر و استهزاء،لقب حضرت را عمداً تغییر داد و گفت: 🔺«انت بقر» 😆
یعنی تو گاوی.(العیاذ بالله)
🔸امام علیه السلام با کمال خونسردی فرمود:«خیر، من باقر هستم نه بقر.»
📎(باقر یعنی شکافنده؛ لقب حضرت"باقر العلوم" است یعنی "شکافنده دانش ها")
🔹مسیحی دست بردار نبود.
گویا قصد کرده بود حضرت را به پرخاشگری وادار کند از این رو ادامه داد.
-:مادر تو یک آشپز بود. 😁
🔸امام که لحن و طرز گفتار آن مسیحی را می دید که مملو از تمسخر بود باز هم در کمال متانت فرمود:«مادرم شغلش آشپزی بود و این هیچ ننگ و عاری نیست.»
🔹 مسیحی که از این همه صبر و بردباری متعجب مانده بود پا را فراتر گذاشت تا تیر آخر را به خیال خودش به قلب هدف زده باشد و حضرت را از کوره به در برده باشد لذا گفت:«مادر تو زنی سیاه چهره و بی شرم و بد زبان بود.» 😝
▪️گمان می کرد که موفق شده 💪
و دیگر این بار،با پرخاشگری حضرت روبرو خواهد شد ولی باز هم جز شکیبایی چیزی ندید.
🔸حضرت فرمود:«اگر این نسبت ها که به مادرم می دهی درست است خدا او را بیامرزد و اگر دروغ است خدا تو را بیامرزد که به او افتراء بستی و نسبت دروغ دادی.»
🚩و این در حالی بود که آن مسیحی در میان مسلمانان و در جامعه آنان زندگی می کرد و یک اشارت از حضرت کافی بود تا آن مسیحی تبدیل به خاکستر شود ولی تنها چیزی که مشاهده کرد صبر بود و بردباری.😑
🔅همین امر موجب شد تا تحولی در او به وجود بیاید و این واقعه مشعلی از حقیقت را در دلش پدید آورد.
💫مرد مسیحی پس از مدتی مسلمان شد.
🖇بحار ج۱۱ ص۸۳ .
⁉️ به راستی اگر ما به جای حضرت بودیم چه عکس العملی از خود نشان می دادیم؟
❌کپی از مطالب این کانال حتی بدون ذکر منبع آزاد میباشد❌
🔴 نشر این پیام صدقه جاریه است
🌺 با بازنشر مطلب از
🆔
@j_shobheh 👈
به گسترش آگاهی کمک کنید.