فـقـير گويد: شكى نيست كه آن شمع ، علامه بحرالعلوم بوده كه روشن كرد دنيا را به نـور خـود و كـافـى اسـت در جـلالت او كـه شـيـخ اكـبر جناب حاج شيخ جعفر كاشف الغطاء رضوان اللّه عليه با آن فقاهت و رياست و جلالت پاك كند خاك نعلين او را به حنك عمامه خـود و بـه تـواتـر رسـيـده بـاشـد تـشـرف او بـه مـلاقـات امـام عـصـر عـجـل اللّه فـرجـه الشريف و مكرر نقل شده باشد كرامات باهرات از او به حدى كه شيخ اعـظـم صـاحـب جواهر در حق او فرمايد صاحب الكرامات الباهره و المعجزات القاهره ولادت شريفش در كربلاى معلى واقع شد در سنه هزار و صد و پنجاه و پنج قريب پنجاه و هشت سـال نـورش جـلوه گـر بود و در سنه هزار و دويست و دوازده غريب به غرى غروب كرد و تاريخ فوتش مطابق شد با اين مصرع مَهْدِيُّها جِدّا وَ هاديها.
1- ر.ك : ( رجال كشى ) 2/835 836.
2- ( كامل الزيارات ) ابن قولويه ص 333 334، باب 105، چاپ صدوق ، تهران .
نصر بن قابوس
(به قاف و باء يك نقطه و سين مهمله )
روايـت مـى كـند از حضرت صادق و موسى بن جعفر و حضرت رضا عليهم السلام و صاحب مـنـزلت اسـت نـزد ايـشـان . شـيـخ طـوسـى فـرمـوده كـه وكـيـل حـضـرت صـادق عـليـه السـلام بـود مـدت بـيـسـت سـال و دانـسـتـه نـشـد كـه او وكـيـل آن حـضـرت اسـت و او مـردى خـيـر و فـاضـل بـود (1) و شـيـخ مـفـيـد در ( ارشاد ) او را از خاصه و ثقات حـضـرت امـام مـوسـى عـليـه السـلام شـمـرده و او را از اهـل عـلم و ورع و فـقـه از شيعه آن حضرت گفته و روايت كرده از او نص بر حضرت رضا عـليـه السـلام را.(2) و شـيـخ كـشـى از او روايـت كـرده كـه گـفـت : بودم در منزل حضرت ابوالحسن موسى عليه السلام پس گرفت آن حضرت دست مرا و آورد مرا بر در اطـاقـى از خـانه پس در را گشود ديدم پسرش على عليه السلام را و در دستش كتابى اسـت كه در آن نظر مى كند پس فرمود به من : اى نصر! مى شناسى اين را؟ گفتم : آرى ، اين پسر تو است .
فـرمـود: اى نـصـر! مى دانى چيست اين كتابى كه در آن نظر مى كند؟ گفتم : نه ، فرمود: اين جفرى است كه نظر نمى كند در آن مگر پيغمبر يا وصى پيغمبر.
راوى گـويـد: كـه بـراى نصر شك و ريب حاصل نشد در باب امامت تا آمد او را خبر وفات حـضرت ابوالحسن عليه السلام . و نيز روايت كرده از نصر مذكور كه وقتى خدمت حضرت امـام مـوسـى عـليـه السـلام عرض كرد كه من از پدرت پرسيدم از امام بعد از او، آن جناب شـمـا را تـعـيـيـن كـرد، پـس زمـانـى كـه آن حـضـرت رحـلت فـرمـود، مـردم بـه يـمـيـن و شمال رفتند و من و اصحابم امامت را در تو گفتم پس خبر ده مرا كه امام بعد از تو در اولاد تو كدام است ؟ فرمود: پسرم على عليه السلام .(3)
1- ( الغيبة ) شيخ طوسى ص 210.
2- ( ارشاد شيخ مفيد ) 2/251.
3- ( رجال كشى ) 2/747.