📚 روشنفکری در غرب و ایران ✍🏼 قسمت ۱۰۸ 🔰 ادامه میرزا فتحعلی آخوند زاده... آخوندزاده با رویکرد به عقلانیت و فلسفه‌ای که منکر غیب و متافیزیک است، دین را تنها مشکل ایران نمی‌داند؛ بلکه خرابی همه دنیا را به آن مستند می‌گرداند. او در جای دیگر به صراحت به انکار وحی و رسالت می‌پردازد و با اهانت به ساحت مقدّس پیامبر اکرم (ص) می‌گوید: «او به کفایت آنچه را از خود می‌گفت به خداوند اسناد می‌داد.» او در این قسمت از عباراتی استفاده می‌کند که قلم از تکرار آن شرم دارد. او در کتابی که به تصریح خود برای هَدم اساس دین نگاشته است، می‌نویسد: «و فی‌الحقیقه، از حقوق‌الله مطلقاً منفعتی عاید نیست بجز ضرر...؛ مثلاً در هر شبانه‌روز، پنج‌وقت نماز، تو را از کسب‌ وکار بازمی‌دارد، روزه به جان تو ضرر کند، حج به هلاکت تو باعث شود ... آیا از اجماع حج در مدت ۱۲۸۰ سال، منفعتی به اسلام عاید شده باشد، چیست؟ امّا به اثبات خسارات کثیره هر کس جواب‌ دادن را قادر است؛ مثلاً‌ چقدر پول از صاحبان استطاعت در خارج وطن صرف می‌شود ... چقدر جان به معرض هلاکت می‌رسد ... و اهل عربستان هم به جهت امیدواری به صدقه در کسب معیشت و طلب ترقی بی‌اهتمام شده، به کمال بی‌غیرتی معتاد می‌گردد و در زمره طوایف گمنام، گذران می‌کنند». ♦️آخوند زاده در تصنیف کتاب ( کمال الدوله ) وقاحت را به نهایت می رساند و به ساحت ادیان الهی به ویژه اسلام و اعتقادات شیعه اهانت می نماید و از ترس واکنش های مسلمانان ، می خواهد تا این مکتوبات به نام او چاپ نشود، هدف نهایی خود را مشخص می کند : بعد از چندی به خیال این که سد راه الفباء جدید و سد راه سویلزاسیون در ملت اسلام ، دین اسلام و فناتیزم آن است، برای هرم اساس این دین و رفع فناتیزم و برای بیدار کردن طوایف آسیا از خواب غفلت و نادانی و برای اثبات وجود پروتستانتیزم در اسلام به تصنیف کمال الدوله شروع کردم. این کمال الدوله تصنیفی است که نظیرش بدین وضوح و بدین دلایل تا امروز در حق دین اسلام به قلم نیامده است. 🔹آخوندزاده با آنکه منکر اصل وحی و ادیان الهی است، در برخی موارد همراه با نقد احکام الهی، درخواست بازسازی آنها را می‌کند، یکی از معتقدان به مبانی الحادی او بدین‌سان این تناقض را رفع می‌کند: «او متفکّری واقع‌بین است و با روح تاریخ آشناست، نه درپی تغییر کیش مردم می‌گردد و نه آن را ممکن می‌شمارد، نه می‌خواهد توده مردم چون خودش ملحد و زندیق گردند و نه آن را مصلحت می‌داند. هدف دینیش لیبرالیسم دینی و پروتستانیسم اسلامی است». مراد از پروتستانیزم اسلامی، حذف ابعاد آسمانی و الهی دین و نفی شریعت و منشأ الهی حق و قراردادن اعتبارات و قراردادهای بشری در مرکز حق است؛ 🔸آخوند زاده که مدعی بود پروتستانتیزم اسلامی، راه دوام دین اسلام است در تعریف خود از این اصطلاح می گوید : «پروتستانیزم عبارت از مذهبی است که حقوق‌الله و تکالیف عبادالله جمیعاً در آن ساقط بوده، فقط حق‌النّاس باقی بماند» . حقوق الناس هم در حوزه ی قانون قرار می گیرد ، پس دین یعنی هیچ !! او در ادامه ی فکر رفع تکلیف ، بدانجا می رسد که یکسره وحی و معجزات را در کنار رمل و خرافات قرار داده ، آن ها را نفی می کند !! فیلسوف عبارت از آنچنان شخصی است که در علوم عقلیه کامل باشد و سبب حکمت جمیع اشیاء را بر وفق قانون طبیعت مشخص نماید و هرگز به خوارق عادت و معجزات و وحی و کرامات و رمل و جفر و ..... باور نکند و به وجود ملائکه و اجنه و شیاطین .... مطلقا معتقد نباشد .... به اصطلاح (اهالی فرنگستان) در دنیا کامل تر از (فیلسوف) وجود نمی باشد! ادامه دارد... 🆔 @Jarianshenasi