دو ماه در مصائب اجدادتان گریستیم و بر سر و سینه زدیم، قصدمان این بود که تو از دست ما راضی شوی. از دست ما راضی شدی آقا؟! دلمان خوش بود هر قطره اشکی که از چشم‌مان بر گونه جاری می‌شود را می‌بینی و آه برخاسته از سینه‌هایمان را می‌شنوی. هر شب که به مجلس روضه می‌رفتیم، حواسمان بود که تو قدم‌هایمان را می‌شماری و برای هر قدم،‌ دعایمان می‌کنی. گاهی که روضۀ مکشوف می‌شنیدیم و حالمان بد می‌شد، انگار تو بودی که دست می‌گذاشتی روی قلب‌مان تا آرام بگیریم. آقا! ما محرم و صفر را اگر بدون احساس همراهی تو طی کنیم، دل‌آرام نمی‌شویم. ممنون توایم که این احساس همراهی را از ما نمی‌گیری. دوستی از تو مهربان‌تر زیر این گنبد کبود پیدا نمی‌شود. شبت بخیر مهربان‌تر از پدر و مادرم! ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ـ ـ ـ ـــــــــــــــ❁ــــــــــــــــ ـ ـ ـ 🌻⃟✨⸾ جواهرانه💎 ـ ـ ـ ـــــــــــــــ❁ــــــــــــــــ ـ ـ ـ ♡               ♡ @javaaheraneh