سلام ❣ امسال سومین ماه رمضان است که برایمان با بقیه‌ی ماه رمضان سال‌های قبل فرق می‌کند ماه رمضان که می‌شود بیشتر نبودت را حس می‌کنیم انگار برایمان ماه رمضان ماه غم شده است غم فراق غم دوری غم ازدست دادن حضورت همه‌جا هست اما آخر تو را کم داریم سر سفره‌ی افطار که می‌شود عجیب یاد تو در کنارمان زنده می‌شود سال‌ها سر سفره‌ی افطار با جواد روزه‌مان را باز کردیم با خنده‌هایش با مهمانی دادن‌هایش اما حالا سفره هایمان وجودش را کم دارد. خانه ساکت است صدای قهقه هایش، صدای سلام دادنش راکم دارد آری! همین امشب بود با هم سر سفره‌ی افطار نشستیم و تو دل دل می‌کردی بین رفتن یاماندن بین دل‌کندن از دختر عزیزت فاطمه و لبیک‌گفتن به ندای غربت اهل‌بیت(علیهم‌السلام) چه خوب رفقایی هستند این دو شهید گمنام شهرمان که دستت را گرفتند و به اوج رساندند همین امشب بود که سر مزار شهدای گمنام شهرمان با شهدا عهد بستی و از آنها مدد گرفتی و پا در جاده‌ی عشق نهادی به اوج رساندندت تا بتوانی دل رها کنی از فاطمه و تمام دوست داشتنی‌هایت و پا در جاده‌ی عشق بنهی و بار سفر به سوی حرم عمه‌ی سادات(س) را ببندی🕊