🌸🍃
#دلنوشتھ
۳ روز قبل از رفتن به سوریه به سرعت به خانه ما آمد،
دستم را گرفت و گفت:
کارم به شما گیر کرده و راضی شو که بروم سوریه.
بهش گفتم: من راضی هستم و هرچی خدا بخواد...
بعد از شنیدن این صحبت سریع رفت و پنج شنبه ۱۱ خرداد ۹۶ مصادف با شش رمضان به من زنگ زد که می خواهم به سوریه بروم.
من مسجد بودم و زود از داخل مسجد بیرون آمدم؛
جواد را
#سرکوچه دیدم
#دستم_را_بوسید و سریع رفت.
✍ احترامش به پدر و مادر، زبانزد خاص و عام بود
تمام قد خم میشد و دست مادر را مےبوسید... همین ها هم شد
#پله، برای رساندنش به شهادت...
راوی:
#مادر معزز و مکرمه
#شهیدجوادمحمدی
#شھید_روزه_دار
❤️
@javad_mohammady ❤️
🇮🇷ڪـانال شهـید جـواد محمـدے🇮🇷