🥹تا آخرین نفس، نگران حسین بود دیدم یکی از کانال‌ها هفت بیت از مرثیه‌ی نبوی، اثر حاج را گذاشته، گفتم بگذار پیش از چاپ دیوان، متن کامل شعر با تغییرات لحاظ شده را در دست‌رس قرار دهم: از بس پیامبر به علی التفات داشت دیده به دیده‌اش لحظات وفات داشت خود چشمه‌ی حیات ولی تشنه‌ی علی است گویی از او اراده‌ی آب حیات داشت سینه به سینه‌اش دم آخر نهاد و گفت: هر کس محبّ اوست به دنیا، نجات داشت هذیان نداشت خاتم پیغمبران به لب ذکر علی در آن قلم و آن دوات داشت در مسجدش چو غیرِ علی را امام دید او را به خشم بر حذر از آن صلات داشت محراب را به شأن علی دیده بود و بس یعنی همان که وقت رکوعش زکات داشت چون گفت راز خویش به نجوا رسول عشق زهرای خسته، راحت جان از ممات داشت آغوش می‌گشود برای دو نور عین از بس که با حسین و حسن التفات داشت با هر نظر، حبیب خدا داشت نکته‌ای امّا نگاه زینب کبری نکات داشت تا آخرین نفس، نگران حسین بود گاهی گریز روضه‌ی آب فرات داشت در روزهای آخر عمرش بقیع را آگاه از مصائب بعد از وفات داشت زآن روز، رنج و محنت زهرا شروع شد هر چند زیر سایه، تمام کرات داشت فرمود: دخترم! به خدا می‌برم پناه زآن فتنه‌ها که رنج تو را در حیات داشت تو بازوی علیّ و علی بازوی خداست وز بازوی شکسته‌ی تو دین، ثبات داشت ماه صفر ۱۳۸۸ شمسی http://www.instagram.com/javadhashemi69/ @javadhashemi_torbat