به ثنای فاطمه دَم زن از شرف و شرافت فاطمه ز مقام و جاه و جلال قدسی و از صلابت فاطمه چه شرافتی که فراتر از عظمت و رُتبت عرشیان چه قداستی که به قدسیان برسد قداست فاطمه چه ملیکه ای که ملائک و ملکوتیان همه دمبدم ز ولای او به ثنای او، شده در اطاعت فاطمه به کمال آیت سرمدی، به جمال نور محمدی به جلال شوکت احمدی، همه در وجاهت فاطمه "بلغ العلی به کمال او،کشف الدجی به جمال او" صلوات حق به جلال او، صلّو اصالت فاطمه چه نموده حق به نبی عطا، به مقام کوثر و هل اتی چه کسی بجز شه لا فتی برسد به ساحت فاطمه مهدخت خاتم الانبیا، هم کفو سیدالاوصیا به مقام حضرت ایلیا، برسد نجابت فاطمه و گلاب ناب بهار هم، هل و عود و مشک تتار هم به و سیب و یاس و انار هم بُود از طراوت فاطمه چه علیمه ای، چه حکیمه ای،چه فهیمه ای،چه رحیمه ای چه کریمه ای، که عطای حق بُوَد از کرامت فاطمه به نبی نگر و مقام او، به درود او، به سلام او و به لحظه های قیام او، به قدوم و قامت فاطمه چو علی به سائل بینوا،بکند نگین شهی عطا به گدا لباس عروسی اش دهد از سخاوت فاطمه به ره رسالت مصطفی چه کند شجاعت مرتضی به ره ولایت مرتضی چه کند شهامت فاطمه به خلیفه بازی روبهان ، بنموده خطبه ی خو د بیان که شود حقیقت حق عیان، و زهی فصاحت فاطمه همه بغض فاطمه دوزخ است همه حُبّ فاطمه جنت است که عذاب و رحمت حق بُود گرو شفاعت فاطمه به قضاوتش به صف جزا، چو کند به حکم خدا قضا و به کبریایی کبریا، چه کند قیامت فاطمه به صف جزا همه آهم و همه تن چو کوه گناهم و همه دلخوشم به شفاعت و نظر و عنايت فاطمه به صف جزا تو سواره ای ، زغمم رهان که تو چاره ای که نهاد ه ای به اشاره ای،به دلم محبت فاطمه چو زبان الکنِ من نمی، ز یم ثنای تو تر شده نظر تو بُد ، که خدا کند، همه دم مداحت فاطمه