🔻صفحۀ 2 از 12
از روایت عمّار و دیگر احادیث اسلامی بیانگر رویدادهای آخرالزّمان هویدا میشود که دولتهای روم و ترک و عرب، مانند آمریکا، فرانسه، ترکیه و عربستان سعودی، با هم یا جداگانه، نیروهایی را بر گروههایی از مسلمانان میشورانند. برای نمونه، اصهب مروانی و پیروانش، از بازماندگان حزب بعث و گروه داعش، را یاری میکنند تا بر عراق چیره شوند، و سپس آنان را بر ایرانیان میشورانند و راه رسیدنشان به سوریه را میبندند، و نیز نیروهایی از خَزَرها و ترکان را با فرماندهی شَرُوسِی در قَفْقاز جنوبی بسیج میکنند، و آنان را بر ایران میشورانند، سپس ایشان را برای یاری اصهب مروانی سوی عراق میفرستند. بنا بر این، نبرد این دو گروه شورشی از جنگهای نیابتی است. افزون بر آن، ترکهای ترکیه برای رسیدن به سودهای راهبردیشان و کشتن مردمان و دربندکردنشان و چپاول داراییهایشان و پیشگیری از پیشروی یورشگران سوی مرزهایشان، درون بخشی از سرزمینهای جزیره که در شمال و شرق سوریه جای دارد، میروند، و رومیان برای پاسداری از سودهای راهبردیشان و پشتیبانی از اسرائیل، بهویژه بَیْتُالْمَقْدِس، در برابر یورش شورشیان آفریقاییای که ترکهای ترکیه آنان را از لیبی و پیرامونش بر زیندگان مصر و شام میشورانند، به رملۀ فلسطین میآیند.
رهبر مسلمانان که داراییها را میاندوزد و آنها را در زندگانی مردم هزینه نمیکند و از «کسانی که تلا و نقره میاندوزند و آنها را در راه خدا نمیپردازند، پس، آنان را به شکنجهای دردناک مژده بده»(۹) میباشد، و نزدیک به دو سالی پیش از قیام امام مهدی(علیهالسّلام) میمیرد، دومین پادشاهان سهگانۀ بنی عبّاس است که در آخرالزّمان بخشی از سرزمینهای مشرق را فرمانروایی میکنند، و مردی ناتوان که در جایگاهش میایستد و پس از گذشتن دو سالی از پیمان بستهشدن با وی برکنار میگردد، عبدالّاه عبّاسی واپسین پادشاهان سهگانۀ بنی عبّاس در آخرالزّمان است.
گفتار پیامبر(صلّیالّاهعلیهوآله): «نابودی پادشاهی آنان از جایی میآید که پدیدار شد» به رازی بزرگ اشاره میکند، و آن این است که همان گونه که آغاز پیدایش پادشاهی بنی عبّاس در دولت نخستینشان از خراسان و با دست ابو مسلم کوفی و پیروان خراسانیاش بود، همچنین نابودی پادشاهی ایشان در پایان دولت دومشان از خراسان و به دست شعیب تمیمی خراسانی و یاران و پیروانش که از خراسان با وی میآیند، خاهد بود.
«مردی ابقع» (گندمگون) همان اَبْقَع فِهْرِی فرماندۀ فرماندهان در مصر در آخرالزّمان است که نیروهایی مصری با نیروهای قیسی، بربر و سیاه آفریقاییِ پیرو اعرج کندی را از مصر سوی فلسطین، اُردن و سوریه فرماندهی میکند.
«مردی اصهب» (زرد آمیخته با سرخی و سپیدی)(۱۰) همان اَصْهَب مَرْوانِی، رهبر زیندگان جزیره(۱۱) و عراق(۱۲) و واپسین زمامداران اَمَوی از نژاد مَرْوان حِمار در آخرالزّمان است که در صفر پیش از قیام امام مهدی(علیهالسّلام) رهبری برخی جنبشهایی را که پیشتر در سرزمینهای جزیره و عراق آغازیده شده بودند میپذیرد، و در رجب یا نزدیکش بر بغداد، سپس بر بیشتر سرزمینهای کشور عراق چیره میشود، و با هاشمی شَیْصَبانِی شورشگر در کوفه پیمان میبندد، و سپاهش با فرماندهی عَوْف سُلَمِی با ایران میجنگد، و بر سوریه یورش میبرد.
«مردی از خاندان ابو سفیان» همان عُثْمان ابن عَنْبَسَه شامی، رهبر شامیان و واپسین زمامداران اَمَوی از نژاد ابو سفیان در آخرالزّمان است که در صفر پیش از قیام امام مهدی(علیهالسّلام) رهبری برخی جنبشهایی را که پیشتر در سوریه آغازیده شده بودند میپذیرد، و در رجب در درۀ خشک در سُوَیْدا برمیشورد، و در ماه رمضان بر دمشق، سپس بر بیشتر سرزمینهای شام چیره میشود، و سپاهش بر مصر، عراق، ایران و عربستان سعودی یورش میبرد.
«کلبیها» از قبیلههای عربی مشهوریاند که از شبهجزیرۀ عربی درون شام رفتند و در سرزمینهایش جای گرفتند، و معاویه با مَیْسُون، دختر بَحْدَل کلبی، زناشویی کرد و یزید(لعنهالّاه) از وی زاده شد، و خِیشاوندی سفیانی از سوی داییهایش به کلب میرسد، و کلبیان همواره پشتیبان ارتشیِ بنی اُمیّه و دست زورمندشان در دوران فرمانرواییشان بودهاند.(۱۳)