همى هواى تو دارم بسر دقیقه دقیقه‏ که در لقاى تو دارم سفر دقیقه دقیقه‏ بدین امید سر آید شبم که در سحرش مگر به روى تو افتد نظر دقیقه دقیقه‏ خیال وصل توام ار نبود آب حیاتم‏ فغان ز آتش سوز جگر دقیقه دقیقه چه خون دل که خورد باغبان تا که دهد نهال باغ امیدش ثمر دقیقه دقیقه‏ چگونه رسم قرارم بود که از رسمت جهان شود همه زیر و زبر دقیقه دقیقه چه طلعت است که هر جلوه اش ببار آرد دوباره عالم بى حد و مر دقیقه دقیقه چه ملکت است که با نظم خاص از هرسو قواى بى عدد آید بدر دقیقه دقیقه هزار مرحله را پشت سر نهادم و دارم‏ هزار مرحله خوف و خطر دقیقه دقیقه‏ دل فگار من و زلف چنبرین نگارم کند حکایت از یکدگر دقیقه دقیقه‏ که قدر لذت سوز و گداز را داند فتد چو مرغک بى بال و پر دقیقه دقیقه  به کام دل برسیدن شگفت پنداریست که میزند به تن و جان شرر دقیقه دقیقه‏ بطوف کعبه عشق است آسمان و زمینش‏ چنانکه انجم و شمس و قمر دقیقه دقیقه  نه ساز عشق که با عقل و نفس دمساز است به رقص آمده کوه و کمر دقیقه دقیقه‏ حدیث عشق اگر خواهى از حسن آموز که درس عشق نماید زبر دقیقه دقیقه‏ علامه حسن‌زاده آملی 🌼🌼🌺🌼🌼 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌به کانال کلام بزرگان بپیوندید :👇👇👇 @kalamenaghz