••⚜•• ازبستگان‌امام بود‌ولی، شراب مۍخورد. رفت قم خانه‌ۍ وکیل امام، اما وکيل راهش نداد. چند روز بعد وكيل رفت سامراء، اما امام راهش نداد. گریه ڪرد، دلیلش را خواست...!؟ گفت: "كسى ڪه راهش ندادے از سادات بود، باید احترامش مۍگذاشتی." وكيل برگشت قم. رفتار امام را برايش تعریف ڪرد. آن مرد گریه کرد. دلش ڪه شکست، شیشه‌هاۍ شراب را شکاند. ڪرد...!!! 🖤🥀 🍃-------------------------- ڪشکول_معنوی👇🔰 🆔️➻ @kashkoolmanavi ◆ ™