چای عراقی
مجموعه داستان گروهی اربعین
#قیمت_30000_تومان
ناشر:دفتر نشر معارف
گزیده
اردل را همانطور لخت، با ملافه زیرش بلند کردم و بردم گذاشتمش روی صندلی عقب پراید هاچ بک قراضه ام. لیشش از کنار دهنش راه افتاد و با چشم هایش حرف زد.
انگار که پرسید کجا؟ گفتم: «اردل جان! می رویم یک جایی که خوب خوب بشوی.
می رویم پیاده روی اربعین.
پسرگلم را می نشانم توی ویلچر و خودم پیاده تا خود کربلا ویلچرت را هل می دهم.»
مهربان شده بود؛ درست مثل وقت هایی که تاول های پشتش می ترکید و زار می زد و ...
🆔جهت سفارش
به آیدی مراجعه کنید:
👇👇👇👇
@Patogshohada
شماره تماس
+989373925623
💠کانال پاتوق کتاب
انتشار بدون ذکر لینک زیر جایز نمی باشد
https://eitaa.com/joinchat/4128702483C3f66436fd7