بریده ای از کتاب.......⁉️
📚
من همیشه یک حرکتی میزدم، حالا که بحث به اینجا کشید؛ این حرکت را تعریف کنم. خانه ما طبقه چهارم بود. بابام میگفت برو درس بخوان. میرفتم توی اتاق و در را قفل میکردم. پنجره خانه کشویی بود و یک لبه داشت که سنگش یک ذره بیرون بود. از پنجره میرفتم بیرون و روی آن لبه میایستادم. کمی به راست و انتهای پنجره میرفتم و بعد دست میانداختم لبهی پشتبام را میگرفتم و چهار انگشت، چهار انگشت میرفتم جلو تا دیوار بالا سرم را رد کنم و بتوانم خودم را بکشم بالا؛ از اتاق خودم اینجوری میرفتم روی پشتبام؛ و از پلهها میرفتم پایین. دو سه ساعت با رفیقهام بودم و دوباره از طریق پشتبام میرفتم توی اتاقم. بعد در را باز میکردم و میگفتم: «آآآه، چقدر درس خواندم!» بابام میگفت: حالا بیا یک کم فیلم ببین، خیلی خسته شدی.»
🔸به نظرتون این متن کدوم کتابمونه؟
اینجا 👇بهمون بگید و هدیه بگیرید
🆔
@KhateMoqadam_admin