همیشه این‌طور نیست که مسیر زندگی مثل یک فرش قرمز پیش پای آدم پهن شده باشد و کسی به افتخار ورودت کف بزند؛ قرار نیست حتی جاده‌ای مقابل رویت راه کشیده باشد تا مقصد. خودت را‌ می‌بینی که مثل غریبه‌ای ناخوانده به زندگی پرتاب شده‌ای و مسیر در دل تاریکی گم شده است. حتی شک داری که مسیری وجود داشته باشد. شک داری که باید از همین‌سو بروی یا نه. آیا بالاخره به جاده‌ای خواهی رسید؟ آیا بالاخره رد پایی را خواهی دید؟ این چیزها ممکن است نگرانت کند؛ اما اگر همیشه همان کودک بازیگوش سربه‌هوا باشی، نگرانی به درونت راه نخواهد یافت؛ یا راهی‌ می‌‌یابی، یا راهی‌ می‌سازی. آن وقت شاید خیلی‌های دیگر پیدا شوند که دنبال رد پای تو بیایند. شاید مسیر تو تبدیل به یک جاده شود. 📚پرتگاه پشت پاشنه 🆔 @khatemoqadam_ir