📚 | حمزه 📌 | «خیلی با بچه‌ها صحبت می‌کنم. بابا به مرگ عادی از دنیا نرفته. شهید شده، بابا شهیده. یک جاهایی خجالت می‌کشیدند. مثلا از اینکه بروند روی سِن و حرف بزنند، فراری بودند. این و آن گاهی یک چیزهایی می‌گفتند که اتفاقاً مثل نفت روی آتش بود؛ مثلاً توی برنامه به محض اینکه می‌رفتند بالا، برای گرم شدن فضا ازشان می‌پرسیدند: «الان اگه بابات بود چیکار می‌کردی»؟ یا «الان اگه باشه بهش چی می‌گی»؟ دلم می‌خواست به آن‌ها بگویم شماها می‌روید و من می‌مانم با سه تا بچّه‌ای که جواب‌هایم قانع‌شان نمی‌کند. می‌دانم نیّت‌شان خیر بوده، ولی مدتی که گذشت، عذر همه را خواستم و گفتم نیایند دنبال‌شان. چاره‌ای نداشتم.» 🌐 | لینک مستقیم خرید کتاب از سایت خط‌مقدم + تخفیف ویژه 🌐 | لینک خرید از باسلام + تخفیف ویژه 🆔 @khatemoqadam_ir